تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كشيدى چو شمشير در روز جنگ * به بحر اندرون لرزه كردى نهنگ ز دست دُرافشان او كامكار * بُدى منفعل دائم ابرى بهار ز تاريخ هجرت به سال هزار * چو پنجاه و پنج آمد اندر شمار از آن يافت حكم نياكان نوى * چو بودش عيان فرّ كيخسروى « 1 » ز افعال مطبوع آن نيك‌نام * بر آن آفرين‌خوان شدى خاص « 2 » و عام به حكمش چو آمد همه ملك عمّ * برآسود يك چند بىدرد و غم ز شفقت شهنشاه انجم‌حشم * يكى خاصه « 3 » دادش ز اهل حرم كه بُد دخت والى گرجىستان * به رخ همچو مه قد چو سرو روان كزان گلعزار آمد اندر وجود * ملك جعفر او كان احسان و جود چو يك چند مىبود با عيش و ناز * فلك كرد بر وى درى فتنه باز ز مكران يكى مرد خنجرگذار * به خود كرد جمعى از اوباش يار ز فرمان و حكمش بپيچيد سر * غمين شد از او خان خورشيدفر [ 101 الف ] سپاهى برآراست او پاك‌دين * به سرعت روان شد به مكران‌زمين پشيمان شد از كار خود ناصواب * به درگاهش آمد به چشم پرآب ز كردار بد عذر و پوزش نمود * سپهدار كى را به خوبى ستود كزين پس تو را كمترين چاكرم * ز احكام و فرمانت در نگذرم چو باشد كه بخشى گناه مرا * برون آرى از ميغ ماه مرا تن چند هم مدح آراستند * گناهش به انعام خود خواستند بخشنودى مهتران سپاه * سپهدار كى شد به او نيكخواه به خواهندگان گفت بخشيدمش * اگر چند بدخواه خود ديدمش ز خاصان « 4 » يكى مرد صاحب‌وقار * در آن سرزمين ساخت فرمان‌گذار از آن پس بيامد به سوى وطن * از آنجا سپهدار لشكرشكن
هامش
( 1 ) . م : خواص . ( 2 ) . م : خواص . ( 3 ) . م : خواصه . ( 4 ) . م : خواصان .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 188 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل