تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
برآسود يك چند با كام و ناز * به عيش و طرب با بتان طراز چو نبود بجز ذات حىّ احد * كسى را مسلّم حيات ابَد به سوى لحد اسب چوبين براند * دو فرزند نامى از آن بازماند « 1 » يكى را بدى نام فتحعلى * كه شد نام نيكش چو « 2 » خور منجلى يكى هم ملك جعفر از قول باب * بدى اسم آن خسروى كامياب
هامش
( 1 ) . تيت كه اطّلاعات خود را از شجرة الملوك گرفته مىنويسد كه : « از دو پسر ملك نصرت ، نخست ملك جعفر خان كه جوان‌تر بود از سال 1085 تا 1103 هجرى بر سيستان حكومت راند . زيرا مادر اين شاهزاده بانويى از خاندان شاه بود و از اين روى بر برادر مهتر ، ملك فتحعلى خان پيشى جست . » ( سيستان ، ج . 1 ص 147 ) رئيس الذاكرين بدون ذكر مأخذ روايت ديگرى مىآورد : « بعيد به نظر مىرسد كه مرگ وى در سال 1103 هجرى اتّفاق افتاده باشد زيرا براساس منابع تاريخى به هنگام حمله ميرويس قندهارى به سيستان در ماجراى جنگ دلارام ، ملك جعفر خان نامى كه از او به عنوان حاكم سيستان ياد مىشود ، توسّط ميرويس دستگير و همراه با بيجن سلطان لگزى در قندهار زندانى گرديد . » به نوشته او ملك جعفر خان بعدا در اين شهر كشته شد . ( زاد سروان سيستان ، ص 138 . ) همو اين رويداد را آورده است كه در آن نشانى از پيوستگى خاندان كيانى به اصفهان در همين دوره نيز ديده مىشود : « ماجراى فتنه چنين بود كه بيجن سلطان كه وظيفه حراست از زندان ملك جعفر را به عهده مىداشت به سبب دوستى ديرينه بند از وى برگرفت و جمعى از مردم قندهار را با خود نموده نامه‌اى پنهانى به جانب اصفهان نوشته براى رهايى قندهار از چنگ ميرويسيان استمداد طلبيدند . امّا پيك آنان خارج از حصار شهر به دست هواخواهان محمود ميرويس افتاد و نامه به دست آنان رسيد ، در نتيجه هواخواهان محمود يك‌يك به داخل قندهار رفته به ملك جعفر و بيجن سلطان تاختند كه موجب كشته شدن ملك مذكور گرديد . تشويش محمود افغان از آشوب قندهار سبب بازگشت وى از كرمان شد . از ملك جعفر خان يك فرزند ذكور به نام ملك اسد اللَّه باقى ماند . » ( همانجا ) . به احتمال زياد منبع رئيس الذاكرين تاريخ جهانگشاى نادرى است كه بدون آوردن جزئيّات ياد شده فقط مىگويد كه وقتى خبر شورش « فارسى زبانان قندهار » به محمود رسيد او از كرمان به قندهار برگشت و سپس توضيح مىدهد كه « محمود در حين آمدن از قندهار بيجن سلطان لكزيه را كه در فراه ساكن مىبود ، نايب قندهار كرده عازم كرمان گشت . بيجن سلطان مزبور قلعه را از افاغنه خالى كرده با ملك جعفر خان سيستانى كه در قندهار محبوس بود ، توطئه و تمهيد كرده به اظهار دولت‌خواهى صفويّه سر از گريبان خمول برآورده به دستيارى فارسى زبانان صلاى شورش در داده جمعى از افاغنه را كه در قلعهء بودند به قتل آورند . » همين رويداد باعث بازگشت محمود به قندهار شد . ( ميرزا مهدى خان استرآبادى ، تاريخ جهانگشاى نادرى ، به كوشش عبد الله انوار ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى ، تهران 1377 ، ص 12 ) مصحح در زيرنويس ( 3 ) به نقل از ديگر نسخ مىنويسد كه صبح روز بعد از واقعه ، افغانان وارد قلعه شدند و بيجن سلطان و ملك جعفر خان را به قتل آوردند . ( همانجا ) ( 2 ) . م : چون .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 189 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل