تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
به بغداد آمد سر پرشتاب * شد از خلعت مكتفى فيض‌ياب يكى نامه بنوشت طاهر چو « 1 » باد * به نزد خليفه چنين كرد ياد كه اموال مقطوع اقليم فارس * بود نزد قابوس حقّ ناشناس بفرما به خدّام فرخنده فال * كه از وى بگيرند مجموع مال ز نيك و بد مطلب از هيچ باب * معزّز نشد طاهر اندر جواب به سال دويست و شش اى كامكار * نود هم برو بر فزا درشمار دل آزرده شد طاهر از سبكرى * كه برتافتى سر ز فرمان‌برى چه بودند از هردو پرخاشجوى * به پيكار با هم نمودند روى ز فرمان تقدير صاحب سرير * به دست اعادى بشد دستگير برادرش را نام يعقوب بود * كه با دانش [ و ] رأى مرغوب بود نمود هردو را سبكر از كين به بند * به او يار چون گشت چرخ بلند [ 49 الف ] برون رفت از راه و رسم و داد * ز ايّام ماضى نياورد ياد به بغداد او هردو تن پر گزند * فرستاد آن پهلوى زورمند چو شش سال عمرش به شاهى گذشت * فلك مسند عزّتش در نوشت پس از بعد طاهر ز تخت بلند * بشد ليث ابن على ارجمند « 2 » چو با آل كى بازگشتى « 3 » سپهر * جفاجوى گرديد و برتافت چهر بر او هم نمودند اعداء هجوم * به بغداد بردند از اين مرز و بوم
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . تاريخ سيستان ، ص 285 : « و روز آدينه او را خطبه كردند به سيستان و به فراه و به كش و به بست . » ( 3 ) . م : بازگشت .