تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
چون افادت و افاضت پناه مرسل مشار اليه بعضى حكايات در باب بىاعتدالى سپاه جغتاى و تعرض ايشان به حوالى مملكت آن سلسله معروض داشت و قبل از آن نيز از واردين ديار هند مسموع شده بود كه امراى عظام جغتاى جمعيت نموده در حدود دكن سر شورش و مملكت گيرى دارند . قبل از اين جهت اطفاى نايرهء اين فتنه رقعهء محبت‌آميز به حضرت پادشاه والاجاه خورشيد كلاه ، فرمانفرماى مملكت هندوستان كه الفت و دوستى و اتحّاد فى ما بين بر عالميان ظهور تمام دارد و بنيان اخوت و يكتادلى از جانبين مرعى و مسلوك مرقوم قلم و داد گردانيده در سفارش ولاة دكن خصوصا آن سلسلهء عليه كه نسبت خاصى به اين جانب دارند ، هنوز به آن حضرت نرسيده خواهد بود . اليوم نيز رقعهء محتوى بر همان ملتمس و اختصاص آن سلطنت پناه عالى جاه به نواب همايون ما مرقوم قلم گردانيده مصدّر به اين مصراع گردانيديم : غرض نقشى است كازما بازماند . بعد از آن كه رقعات مذكور به نظر شريف آن سرير آراى ملك محبت رسد ، گرد آن شورش و فساد به زلال خواهش برادرانهء اين جانب مصفى گشته عن قريب نتايج آن به احسن وجهى به ظهور خواهد پيوست و در امداد و اسعاد آن سلسلهء عليه به اقصى الغاية توجهات مشفقانه مسلوك خواهد بود و آنچه به خاطر انور رسد آن است كه تا ممكن و مقدور است آن سلطنت پناه بادى نزاع و جدال نبوده جهت حفظ زير دستان در استرضاى خاطر شريف پادشاه والاجاه خورشيد كلاه به دلالت خرد خرده‌بين كوشيده از جنگ و جدال بر كنار باشند . از شرح حالات اين جائى و لشكركشى روميه به تجديد در اين ديار و فتوحاتى كه روى داد ، چون افادت پناه مشار اليه در موكب همايون بود و كما هو حقّه از كما هى حالات واقف است محوّل به تقرير دلپذير مشار اليه است كه مشروحا بيان خواهد نمود . وظيفهء محبت آن كه همواره محرك سلسلهء و داد بوده گلشن هميشه بهار دوستى را به رشحات سحاب مراسلات محبت طراز كه موجب تضاعف مواد الفت و تزايد