نامهء شاه عباس به شاه سليم « 1 »
بعد از اتحاف دعائى مبرا از شوائب ريب و ريا كه هر صباح و مسا روانهء عالم بالا گردانيده مسبحان صوامع ملكوت به تذكار آن مواظبت نمايند و اهداى هديهء ثنايى مقرون به مراتب صدق و صفا كه در هنگام سيرابى دل و شادابى خاطر متوجه ملاء اعلى ساخته معتكفان حظاير جبروت به تكرار آن مداومت نمايند ، مشهود مرآت ضمير بىعيب كه چهره گشاى اسرار غيب است مىگرداند كه چون صانع حكيم به مقتضاى حكمت قديم ارتفاع بناى جهاندارى را به استحكام مبانى مرحمت - گزارى منوط و مربوط گردانيده بر ذمت همت سلاطين كه ظلال حضرت آفريدگارند لازم است كه اگر احيانا خدشهاى بر چهرهء روزگار زيردستان فرمانبردار ظاهر شود به حسن عواطف و احسان در ازالهء آن كوشند تا همواره بساط امن و امان مبسوط و ابواب فتنه مسدود . . . . « 2 » آسايند . لهذا چون حكام كرام عالى مقام دكن را با آن پادشاه جوان بخت نامدار سپهر اقتدار كيوان وقار خورشيد اشتهار حق جوارى هست و از به دو طلوع نير سلطنت اين دودمان ولايت نشان الى يومنا هذا هميشه طريقهء اخلاص و محبت بدين سلسله مسلوك داشتهاند ، از آن جالس اورنگ صاحبقرانى و وارث سرير كامرانى مترصديم كه چون فى ما بين منسوبان طرفين جدائى نيست و از يمن بركات اين اتحاد همواره ديدهء آمال دوستان روشن و رياض آرزوى محبان گلشن است زلات و تقصيرات ايشان را به عفو مقرون فرموده ابواب
هامش
( 1 ) - عنوان در نسخه : « رقعهء نواب گيتى ستانى به شاه سليم در باب سلاطين دكن »
( 2 ) - ظاهرا كلماتى افتاده است .