و هم تهى پاى بسى ره نوشت * هم ز درش دست تهى بازگشت
راه بسى رفت و ضميرش نيافت * ديده بسى جست و نظيرش نيافت « 1 »
و نسايم عطرية الشمايم صلوات ناميات و فواتح مسكية الفوايح تحيّات ساميات نثار رياض قدس و ايثار حدايق انس سرورى زيبنده است كه قامت فلك اعتلاء رسالتش به حلهء دلپذير لولاك « 2 » و فرق فرقدساى نبوتش به تاج وهاج
ما أَرْسَلْناكَ
« 3 » زيب و بها پذيرفته .
نظم
قائد الخلق بالهدى و الهون * شاه لولاك ما خلقت الكون
مسند آراى انجم و افلاك * رونق انگيز كارخانهء خاك
آسمان آستان حضرت او * عرش فرش حريم حرمت او
تاجدارى كه در معرض عرض اسرار آفرينش لواى خورشيد انجلاى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق « 4 » برافراشت و دست قدرت ازلى و فطرت لم يزلى رقم صنع و ايجاد را به طفيل وجود شريف او بر صفايح احوال ليالى و ايام نگاشت .
شعر
نبى به حق شاه سدره سرير « 5 » * كه هم تاجور بود و هم تخت گير
هامش
( 1 ) - اشعار مقدمه از مخزن الاسرار است و به كمك آن تصحيح گرديد .
( 2 ) - منظور كلام معروف لولاك لما خلقت الافلاك است . حكيم نظامى فرمايد ( در مقدمهء اقبال نامه ) ص 7 .تنش محرم تخت افلاك بود * سرش صاحب تاج لولاك بود( 3 ) - اشاره است به آيهءوَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ( سورة الانبيا 107 ) .
( 4 ) - حديث نبوى .
( 5 ) - ظاهرا در شعر نظامى دست بردهاند . نظامى چنين گفته است ( مقدمهء اقبال نامه ) :محمد كه بىدعوى تخت و تاج * ز شاهان به شمشير بستد خراج
غلط گفتم آن شاه . . .