تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
در عالم و آدم آفريدن « 1 » * زين به نتوان رقم كشيدن
سبحان مالك الملك كه خلعت سلطنت و جهانبانى سلاطين كشور گير و خواقين گردون سرير را به طراز اعزاز
هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ
« 2 » مطرز و معزّز ساخته به شهادت خطاب مستطاب
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها
« 3 » من يشاء زمام حل و عقد معظمات امور و سررشتهء قبض و بسط مهمات نزديك و دور به كف تمكين اقتدار و قبضهء اعتنا و اعتبار خسروان عالى مقدار و پادشاهان بزرگوار كه مظاهر عظايم مواهب پروردگار و مخازن نقود مراحم آفريدگارند منوط فرموده سابقهء سالارى كه در مضمار كون بر جملهء آيندگان پيشى گرفته و آفريدگارى كه در كارخانهء بقا بر همهء ما بندگان بيشى نمود . شعر
اى ز ازل بوده و نابوده ما * وى به ابد زنده و فرسوده ما
آن كه تغيّر نپذيرد توئى * و آن كه نمرده است و نميرد تويى
ما همه فانى و بقا بس تر است * ملك تعالى و تقدس‌تر است « 4 »
نه ديدهء ادراك عقول به مشاهدهء جمال او راه يافته و نه پاى يافت و اوهام و مشاعر به معارج صفات كمالش پى برده . لا يدركه الابصار و هو يدرك الابصار . شعر
پاى سخن را كه دراز است دست * سنگ سراپردهء او سر شكست
هامش
( 1 ) - اين اشعار از مقدمهء ليلى و مجنون نظامى است . در آن‌جا ، اين مصراع چنين آمده : در عالم عالم آفريدن . ( 2 ) - سورة فاطر 39 . ( 3 ) - سورة الاعراف 128 . ( 4 ) - ظاهرا تركيب مأخوذ است از مقدمهء مخزن الاسرار نظامى . آن جا كه مىفرمايد :سابقه سالار جهان قدم * مرسله پيوند گلوى قلم