گرك يراق خاصهء شريفه را به جانب ونديك به آن حدود فرستاده بوديم كه بعضى امتعه و اجناس به جهت سركار خاصهء شريفه خريدارى نمايد و او بعضى اجناس خريده روانهء اين صوب گشته و چون به الگاى رومى رسيده ، بر حقيقت نزاع و جنگ و جدال ما و روميان مطلع گشته ، بعضى از آن اجناس را باز به ونديك فرستاده و حالا در ونديك است .
درين ولا ، زبدة الاشباه خواجه صفر مسيحى جلفايى ولد خواجه يادگار را كه سوداگر خاصهء شريفه است و محل اعتماد است ، جهت آوردن امتعه و اجناس مذكور بدان صوب فرستاديم كه اجناس را گرفته به راهى كه خوف و دغدغه نبوده باشد روانهء جانب هرمز نمايند و اگر احيانا مردم ونديك در دادن اموال مذكور تعلّل مىنموده باشند ، آن عالى جاه سلاطين پناه منع ايشان نموده مقرر فرمايند كه اجناس مذكور تعلق به نواب همايون دارد و بالتّمام تسليم خواجه صفر مذكور نمايند كه به اين صوب آورد و در امداد و همراهى او خود را معاف ندارند و هر نوشته و رجوعى و مهمى درين ديار داشته باشند ، از روى يگانگى ، اعلام فرمايند تا به تقديم رسانيده شود .
زياده مصدع نشد . ايام محبت بماناد . در تاريخ شهر محرم الحرام سنهء هزار و نوزده « 1 » .
هامش
( 1 ) از مجموعهء مراسلات شاه عباس در كتابخانه ملى شهر ناپولى ( ناپل ) در ايتاليا ( به نقل از كتاب زندگانى شاه عباس اول جلد سوم ص 221 ) .