تجارتى هلند را در خاك عثمانى به مصلحت نمىديد . زيرا جنگ مخارج عظيمى را بر مردم هلند تحميل مىكرد ، بدون آن كه هيچگونه نتيجهء سياسى و اقتصادى داشته باشد .
به نظر مىرسد كه موسى بيك ازين جواب نوميد نشده بلكه با اصرار فراوان در جلب نظر موافق مجلس طبقاتى كوشيده است . ولى به علت ندانستن زبان هلندى و نداشتن مترجم خوبى كه بتواند نامههاى مجلس طبقاتى را براى وى بخواند ، در كار خويش توفيق نيافته .
با اين حال وى جاى دبه را بازگذارده ، و با همه بىسوادى ، در نامههاى ديگر خود همهجا ندانستن زبان را عنوان كرده است تا مبادا هلنديها از قول وى اتخاذ سندى كنند . مثلا در يكى از نامههاى خويش مىنويسد :
« بنده زبانى ( زبان ) شما را نمىدانم - اگر تقصيرى شده است از بنده نيست و درينجا هرچكه ( چه كه ) نوشتهاند بندهء درگاه غلام خاصهء شريف زبان نمىداند . اگر تقصيرى در نوشتن شده باشد معزو ( معذور ) فرمايند . امضا موسى »
به خدمت وزرا و اركانى ( اركان ) دولت جماعت اولنده ( هلند ) معلوم باشد كه سخن بسيار است و بنده و ايشان زبان نمىدانيم كه خود گفته و جواب بگيريم و نميدانيم كه آنچكه ( چه كه ) ما گفتهايم همان را نوشته است يا هرچكه ( چه كه ) بخاطرش رسيده است نوشته است .
العبد العقل ( الاقل ) موسى غلام خاصه الشريفه . زياده سرور ( ثنا ؟ ) و دعا . و هر چكه ( چه كه ) نوشتهاند بنده زبان نميداند كه بدانيم چه نوشتهاند و اگر تقصيرى در نوشتن باشد معزر ( معذور ) فرمايند .
امضا موسى . »
سرانجام اين مذاكرات به جايى نرسيد و موسى بيك نوميد و دست از پا درازتر به همراه ژان پى برزكوئن فرمانرواى كل با تاويا به طرف آسيا عزيمت كرد . مجلس طبقاتى نيز نامهاى در پاسخ پيشنهادهاى ايران به دربار صفوى فرستاد . خلاصهء مطلب آن كه مراكز
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٥١