هنگامى كه شاه عباس در سال 1007 ه پس از غلبهء كامل بر اوزبكان و تصرف سراسر خراسان به قزوين بازگشت ، در ميان مستقبلين چند نفر انگليسى ديده مىشدند كه لباسهاى زيبا و مجلل آنان سخت جلب نظر مىكرد . رئيس آنان لباس زربفت گرانبهايى پوشيده و شمشيرى مرصع به الماس و مرواريد بر كمر آويخته بود به بهاى بيش از هزار ليره و عمامهاى بر سر نهاده بود به قيمت دويست ليره و كفشى برپا داشت گلدوزى شده با دانههاى ياقوت و مرواريد . برادرش نيز لباس زرتارى بر تن و عمامهء گرانبهايى بر سر داشت . مترجمش به نام انجلو لباس مليله دوزى سفيدى بر تن كرده بود و چهار نفر از همراهانش جبهء مليله دوزى و چهار نفر جبهء مخمل سرخ بر تن داشتند جملگى با نيمتنهء ابريشمين و چهار نفر جبهء ابريشمين آبى با نيمتنهء تافته و چهار تن ديگر جبهء ابريشمين زر ، با نيمتنهاى از حرير ايرانى ، و در پيشاپيش آنان مردى با چماق نقره .
اين مرد آنتونى شرلى نام داشت كه در سال 1568 م . در يك خانوادهء اصيل انگليسى متولد شده و پس از گذراندن تحصيلات خود در دانشگاه آكسفورد به نظاميگرى روى آورده و در خدمت كنت اسكس ، از نجباى انگلستان ، ساليانى چند در امريكا و ايتاليا با اسپانيائيها جنگ كرده و سپس به ايران آمده بود بدين منظور كه پادشاه مقتدر ايران را به اتحاد با دول مسيحى اروپايى و جنگ با دولت عثمانى وادارد و ازين گذشته براى دولت و ملت تاجر پيشهء انگلستان امتيازات تجارتى كسب نمايد .
شاه عباس ، كه در انديشهء آزاد كردن ايران غربى از چنگ تركان عثمانى بود ، ورود اين هيئت انگليسى را سخت گرامى داشت و آنان را به عزت تمام همراه خويش به كاشان و اصفهان برد و به سلامت آنان شراب نوشيد و صندلى خود را به آنتونى شرلى واگذار نمود و پس از يك پذيرايى هشت روزه ، سه خرگاه بزرگ با تمام لوازم و دوازده شتر و شانزده قاطر با زين افزارهاى گرانبها و چهار تخته قالى ابريشمين زربفت و شش قالى ابريشمين و چند تخته فرش ديگر و چهارده اسب گرانبها ، من جمله دو اسب براى آنتونى و برادرش ، با
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٢٥