نامهء ديگر ( به اختصار )
. . . اما بعد مضمون نامهء ارسالى به وسيلهء طهماسب قلى سلطان از نظر همايون گذشت . بر خاطر خطير مخفى نماند كه قبلا از آن طرف ايلچيهاى متعدد براى اصلاح ذات البين و صلاح نظام احوال طرفين ارسال شده بود و ما براى رفاه رحال رعايا به صلح و صفا رضايت دادهايم . در باب قطع حدود ، به وجهى كه در زمان مرحوم جدّم سليمان خان بوده است ، از طرف ما دستور العمل و شروط و عهود لازم احسان گرديد و امر مصالحه راه اختتام و اهتمام پيمود و امرى مشعر بر نقض عهد از طرف حكام بلاد معموره و محافظان سرحد و تعرضى بر ولايتتان از ناحيهء آنان صورت نگرفته و در اطراف گلشن كشورتان جند كرم شب تاب كه در هواى مخالفت قصد پرواز داشتند به فحواى من يعمل . . . به جزا و سزا رسيدند . با اندك توجه ، عرق فساد اشقياى جلالى ، كه در ممالك محروسهء ما به ظهور پيوسته بودند قطع گرديد . متوكلا على اللّه و متوسلا بالنبى . . . تدارك قشون نموده به وزير - اعظم و سردار و سپهسالار خليل پاشا كه نامزد وكالت مطلقهء ما در آن نواحى است سفارش شده است .
چون غرض ما نصرت دين و اعزاز شرع سيد المرسلين و اقامت سنّت اصحاب گزين و اجراى مذهب حقهء مجتهدين است ، اميد واثق است كه بر فحواى ان ينصركم اللّه فلا غالب لكم از وراى پردهء تقدير ظهور نمايد . . .