حكّاك ( 4324 ) : حككننده ، نگينساى .
حمل ( 3092 ) : برجى در آسمان ، نام صورتى از صورتهاى بروج فلكيّه و آن را بر صورت برّهاى توهّم كردهاند .
حور ( 3835 ) : سيهچشمان سپيداندام .
خاكريز ( 1338 ) : سوراخ ديوار قلعه كه براى دفع دشمنان سازند .
خامه ( 38 ) : قلم ، نى تحرير .
خانهء زين ( 1707 ) : جاى نشستن از زين .
خدنگ ( 71 ) : درختى است بسيار سخت كه از چوب آن نيزه و تير و زين اسب سازند ، مطلق تير .
خديو ( 3470 ) : پادشاه .
خصم ( 846 ) : دشمن .
خطّ جام مى ( 4123 ) : در گذشته جام مى خطّ داشته است كه به هفت خطّ تقسيم مىشد و كسى كه تا خطّ هفتم مىنوشيد ، نشاندهندهء توانايى خارق العادهء او در اين كار بود .
خلد برين ( 3367 ) : بهشت .
خندق ( 3674 ) : گودالى كه گرداگرد شهر ، لشگر گاهى براى دفع سيل يا دشمن كنند .
خنگ ( 3575 ) : اسب ، خنگ فلك : كنايه از چرخ گردون .
خير الانام ( 4154 ) : برترين مخلوقات ، لقب حضرت رسول ( ص ) .
داروگير ( 3955 ) : تركيب عطفى ، امر از داشتن و گرفتن ، در معنى جنگ و پيكار .
داور ( زمين ) يا زمين داور ( 3830 ) : نام ناحيهاى ميان سيستان به ناحيهء افغانستان .
دبير فلك ( 3595 ) : عطارد ، تير .
دراى ( 1700 ) : زنگ و جرس .
درج ( 1612 ) : صندوقچه و طبله كه زيور و جواهر در آن نهند .
درنب درنب ( درمب درمب / درمب درمب ) ( پانويس بيت 1891 ) : ( اسم صوت ) حكايت و آوازى از پياپى زدن طبل جنگ .
دريوزهگر ( 3222 ) : گدا .
دست برداشتن ( 3581 ) : يازيدن ، پرداختن .
دفتر ( 2294 ) : پيشوا ، پيشرو .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: قاسمى حسينى گنابادى
ص٣٦٩