تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
حكّاك ( 4324 ) : حك‌كننده ، نگين‌ساى . حمل ( 3092 ) : برجى در آسمان ، نام صورتى از صورت‌هاى بروج فلكيّه و آن را بر صورت برّه‌اى توهّم كرده‌اند . حور ( 3835 ) : سيه‌چشمان سپيداندام . خاك‌ريز ( 1338 ) : سوراخ ديوار قلعه كه براى دفع دشمنان سازند . خامه ( 38 ) : قلم ، نى تحرير . خانهء زين ( 1707 ) : جاى نشستن از زين . خدنگ ( 71 ) : درختى است بسيار سخت كه از چوب آن نيزه و تير و زين اسب سازند ، مطلق تير . خديو ( 3470 ) : پادشاه . خصم ( 846 ) : دشمن . خطّ جام مى ( 4123 ) : در گذشته جام مى خطّ داشته است كه به هفت خطّ تقسيم مىشد و كسى كه تا خطّ هفتم مىنوشيد ، نشان‌دهندهء توانايى خارق العادهء او در اين كار بود . خلد برين ( 3367 ) : بهشت . خندق ( 3674 ) : گودالى كه گرداگرد شهر ، لشگر گاهى براى دفع سيل يا دشمن كنند . خنگ ( 3575 ) : اسب ، خنگ فلك : كنايه از چرخ گردون . خير الانام ( 4154 ) : برترين مخلوقات ، لقب حضرت رسول ( ص ) . داروگير ( 3955 ) : تركيب عطفى ، امر از داشتن و گرفتن ، در معنى جنگ و پيكار . داور ( زمين ) يا زمين داور ( 3830 ) : نام ناحيه‌اى ميان سيستان به ناحيهء افغانستان . دبير فلك ( 3595 ) : عطارد ، تير . دراى ( 1700 ) : زنگ و جرس . درج ( 1612 ) : صندوقچه و طبله كه زيور و جواهر در آن نهند . درنب درنب ( درمب درمب / درمب درمب ) ( پانويس بيت 1891 ) : ( اسم صوت ) حكايت و آوازى از پياپى زدن طبل جنگ . دريوزه‌گر ( 3222 ) : گدا . دست برداشتن ( 3581 ) : يازيدن ، پرداختن . دفتر ( 2294 ) : پيشوا ، پيشرو .