19 - پيكار با ازبكان و كشتن محمّد شيبانى خان ؛
20 - ماجراى امير نجم ثانى و كشته شدن او ؛
21 - رحلت شاه اسماعيل .
( براى اطلاع بيشتر از اين موضوعات ، نك : فصل چهارم تا ششم ) .
2 - 1 شعر قاسمى در شاه اسماعيلنامه
شاه اسماعيلنامه ، چنانكه پيشتر ذكر آن رفت ، اثرى است تاريخى در بحر متقارب كه شاعر كوشيده است دلاورىهاى ممدوح خود را به شعر درآورد . شعر قاسمى در اين اثر متأثّر از اسكندرنامهء نظامى است 21 ، چنانكه خود نيز به پيروىاش از استاد گنجه اشاره كرده و او را بانى اين راه دانسته است :
نظامى صفت نظم را بانيم * ثناخوان اسكندر ثانيم ( 615 )
زبان قاسمى در اين مثنوى ساده و روان است . آوردن مضمونها و خيالات ظريف در اوصاف اشخاص و صحنههاى نبرد و ذكر تشبيهات ساده و پرهيز از پيچيدهگويى از ويژگىهاى اثر است . سام ميرزا 22 نيز ذوق مثنوىگويى وى را ستوده است : « همه قسم شعر مىگويد امّا در مثنوى سرآمد زمان است » . چنانكه سام ميرزا گفته است ، قاسمى در مثنوىگويى سرآمد زمان خود بود . امّا در مقايسه با اسلاف خود ، فردوسى و نظامى ، در شاهنامهسرايى و مثنوىگويى شاعرى متوسّط است .
در بررسى شاه اسماعيلنامه به راحتى مىتوان از تسلّط قاسمى به « مضامين اساطيرى » ، « دينى » ، « نجومى و باورهاى كهن » و نيز دانش او به علم موسيقى پى برد . به برخى از اين مضامين اشاره مىشود :
* مضامين اساطيرى
- بنه جام و آور ز جمشيد ياد * كه چون داد دور سپهرش به باد ( 578 )
- رود در ركاب من افراسياب * كه حلقه به گوشش كنم از ركاب ( 1008 )
- اگر رويتن بيندم بىحجاب * كند حلقهء چشم خود را ركاب ( 1838 )
* مضامين دينى
ازو تا به يونس بسى بود راه * رسيد اين به ماهى و آن يك به ماه ( 146 )
- خضر گر به اسكندر آبى نداد * من آب حياتت دهم زين سواد ( 589 )