قلعه ( 909 ق ) به دست شاه اسماعيل ، به اسارت و سپس به عقد وى درآمد 6 . حاصل ازدواج شاه اسماعيل با تاجلو بيگم ، شاه طهماسب بود . با اين اطّلاعات از همسران شاه و با ذكر لقبى كه قاسمى در عنوان سرودهء خود از همسر شاه ، يعنى « بلقيس زمان » آورده است ، مىتوان دريافت كه منظور قاسمى از زوجهء شاه ، تاجلو بيگم است . از سويى ديگر ، از آنجا كه قاسمى شعر خود را در زمان اقتدار و پادشاهى شاه طهماسب سروده ، چنين اقتضا مىكرد كه عقد پدر و مادر شاه صفوى را بسرايد و در سرودهاش اشارهاى هم به پناهندگى تاجلو بيگم و اسارتش به دست شاه نكند :
نگارنده نقّاش مانى فريب * عروس سخن را چنين داد زيب
كه شاه جهانگير عالمپناه * چو آمد به تبريز از رزمگاه
به فرّخترين ساعتى آفتاب * شد از تختگاه حمل كامياب
بر اقليم عيش و طرب كامران * چنين كرد سلطان صاحب قِران
كه در عقد خويش آورد گوهرى * درآرد به برج شرف اخترى
بتى بود در غايت دلبرى * ازو در پس پرده حور و پرى
به حُسنش چو خور عالمى در نگين * ز نسل سلاطين ايرانزمين . . .
ببستند عقد مه و آفتاب * مه و مهر از يكدگر كامياب
پى عقدشان از زر و سيم و دُر * طبقهاى چرخ فلك كرده پُر
ز بهر نظاره در اين بارگاه * برون زد سر از روزن هاله ماه
درآمد به مجلس مى لاله رنگ * ز بهر تواضع دو تا گشته چنگ
به قانون و سازى برآمد نوا * كه زهره به چرخ آمد اندر هوا
( نك : 2636 - 2687 )
ج ) فرجام شاه اسماعيل
شاه اسماعيل پس از جنگ چالدران و شكست تأسّفبارش ، تا پايان عمر ، كه قريب ده سال بود ، جنگ نكرد و از ميدان رزم به محفل بزم روى آورد . شاه ايران كه از زمان خروجش تا پيش از وقوع جنگ چالدران طعم شكست را نچشيده بود و مدام بادهء فتح سر مىكشيد ، در آخرين نبردش آنچنان به لحاظ روحى درهم فروريخت كه فرصت و حوصلهء برخاستن نيافت . شورشهايى كه در دههء پايان عمر وى رخ داد ، به دست