تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
به سر برد چندى به ساقىّ و جام * گرفت از مى و شاهد نغمه كام برافروختش چهرهء نازنين * ز تب ياسمين شد گل آتشين ز تاب عرق چهره‌اش ناتوان * چو گل‌هاى رعنا بر آب روان شد از لاغرى همچو مويش كمر * نياورد تاب كمربند زر . . . نشد جوشن زرنگارش هوس * كه مرغ حياتش پريد از قفس شدش زعفران ، چهرهء ارغوان * چو چشم بتان ساختش ناتوان گرفتش دل از كار اين كهنه فرش * پريد از قفس مرغ روحش به عرش شد از محنت آباد عالم به در * دلش آرزومند ملك دگر ز ويرانهء عالمش بود رنج * نهان گشت در خاك مانند گنج
( نك : 4015 - 1045 )