كرمان اقامت داشت و هيچگاه سفرى نكرد وفاتش بعد از سال 500 هجرى اتفاق افتاده .
ص 18 س 24 ، خناب بفتح خاء و تشديد نون قريهاى بوده است بين سيرجان و بم .
ص 18 س 25 ، باغين موضعى است در جنوب غربى شهر كرمان بر سر راه اين شهر بسيرجان .
ص 20 س 26 ، كيج ، ظاهرا اين كلمه در جميع مواضع اين كتاب بايد با كاف عربى ضبط شود و آن نام ناحيهاى بوده است از مكران قديم و هنوز نيز در قسمت غربى بلوچستان پاكستان در مجاورت سرحد ايران ناحيهاى به همين نام باقيست و آن را در قديم كيژ نيز مىگفتهاند .
ص 23 س 8 ، رودبار از بلوكات جنوبى كرمان است ما بين جيرفت و بشاگرد و لار و نام دو قلعهء خرق و عباسى از قلاع اين بلوك در قسمت تاريخ كرمان زبدة التواريخ ابو القاسم كاشى نيز به همين شكل در ذكر اين واقعه آمده ( رجوع كنيد ايضا بتاريخ جهانگشاى جوينى طبع مرحوم علامهء قزوينى ج 2 ص 212 ) .
ص 25 س 26 ، كرمان را مصفى مدّت پانزده سال در قبضهء تصرّف گرفت ، . . . وفات براق حاجب چنان كه در متن آمده بتاريخ بيستم ذى الحجه يا ذى القعده از سال 632 اتفاق افتاده و ابتداى استيلاى او بر كرمان نيز سال 619 است ( تاريخ سلاجقهء كرمان ص 201 ) پس اگر سال 619 و 632 هر دو را به حساب بياوريم باز از ابتداى استيلاى براق بر كرمان تا وفات او چهارده سال مىشود نه پانزده سال بنا بر اين بايد گفت كه مؤلف را در اين مورد مسامحهء مختصرى دست داده بهر حال كسانى كه دورهء استيلاى براق را يازده سال و ابتداى استيلاى او را سال 621 دانستهاند دچار سهو كلى شدهاند .
ص 26 س 1 ، ركن الدين خواجه جوق ، در تواريخ ديگر مثل جهانگشاى جوينى و
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١١٩