تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 91

مساهمون:

صمقدمه ٩١
احتشاد تحويل باز دار الملك عقبى كرد . ( ص 53 ) . انشاء كتاب از تعقيد خالى نيست و گاهى كلمات نامأنوس و مهجور به كار رفته است . بحث در خصوصيات ادبى كتاب خود مطلبى ديگر است و درين مقام فرصت بيش ازين نيست . « 1 » * * * قصد من از چاپ آثار مربوط به كرمان دو چيز است : - نخست اينكه گوشه‌اى از تاريخ ايران را روشن سازم ، چه كرمان جزئى از ايران است كه متأسفانه بتاريخ آن نيز مانند ساير امورش توجهى نشده است . - دو ديگر آنكه ، با تنظيم تواريخ و ضبط مدارك و اسناد ، مظلوميت و محروميت و مغضوبيت اين سرزمين دور افتاده را روشن كنم ، از صدر تاريخ ، كرمان ، آسيب ديده است ، و از شروع هردولتى تا پايان هرسلسله‌اى و بقول مردم كرمان « از ميخ‌كوب تا ميخ‌كن » هر سلسله‌اى مورد غضب بوده است : مختصرى از وضع آن را در زمان سلجوقيان خوانديد . - بعد از آن كرمان دچار براق حاجب و گماشتگان مغول شد و كاروانهاى اموال و امتعهء كرمان بود كه از راههاى خبيص و طبس به دربارهاى مغول ميرفت . - در زمان تيمور به علت طغيان گودرز يكى از گماشتگان آل مظفر مغضوب واقع شد و لشكريان زايد است كوبرلاس با لشكر جرار بكرمان آمد . - در زمان صفويه به علت طغيان بكتاش خان مغضوب واقع گرديد . - در زمان زنديه به علت طغيان تقى خان درانى مغضوب افتاد . - در زمان نادرشاه به علت اينكه نادر با حاكم ميانهء خوبى نداشت به غضب
هامش
( 1 ) - پس از تصحيح متن كتاب ، در كتابخانهء دانشكده ادبيات به نسخه‌اى از تاريخ محمد ابن ابراهيم برخوردم كه مرحوم علامهء قزوينى بعضى اصلاحات در حواشى آن مرقوم فرموده بودند ، از بعضى از اين توضيحات و حواشى استفاده شد و هرجا اين استفاده به كار رفته است در حاشيه به آن اشاره شده است .