تحرير درآمده باشد و در هرحال اين استثناء را بايستى به حساب وطن دوستى و عرق مليت و شهر دوستى مصحح و محشى آن گذاشت ، وقتى كه مينويسد « تاريخ كرمان بيش از ساير شهرها دستخوش فلاكت و مصيبت بوده است » بايستى اذعان كرد كه غارت و چپاول 1794 آقا محمد خان مربوط به زمانهاى خيلى قديم نيست ولى رى و همدان يا آنطرف مرز فعلى - هرات و مرو هم - سرنوشتهاى مشابهى داشتهاند . . . » « 1 »
بنده درينجا ناچارم در جواب نويسندهء محترم اين مجله بگويم كه درست است ، شهرهاى ديگر هم قتل و غارت و آسيب و صدمه ديدهاند ، ولى خرابى كرمان جبرانناپذير است ، زيرا نه رودخانهء مهمى دارد كه منبع درآمد و ذخيره باشد ، نه بارندگى زياد و نه صنعت و تجارت و اقتصادى مهم ، با اين حساب شك نيست كه وقتى كرمان خراب شود ديگر تا خرابى آن رو به آبادى رود ، هيهات !
* * * من با نگارش كتابها و مقالات در باب كرمان ، ميخواهم اين مظلوميت و محروميت قرنها را و خصوصا مغضوبيت عصر قاجار را به گوش رحمت اولياء دولت پهلوى برسانم و بگويم كه : ،
ما جامهء زهد بر سر خم كرديم * با خاك خرابات تيمّم كرديم
شايد ز در ميكدهها دريابيم * آن عمر كه در مدرسهها گم كرديم . . .
باستانى پاريزى
تهران تيرماه 1343
هامش
( 1 ) - اين بحث در مجلهء انگليسىJournal of the Royal Central Asian Societyدر شمارهء مسلسل 49 سال 1962 ميلادى به چاپ رسيده است .