كتابخانهء دانشكده ادبيات ) . مرحوم قزوينى در حاشيهء همين كتاب توضيح ميدهد كه : « هيچ جا كلمهء دين را نديدم كه بر مؤيد اضافه كرده باشند » . اما اين وجه تسميه ( وجه تسميهء جهانآرا ) البته غلط صرف است ، صواب : « مويداى ابه » است كه از اعلام تركى است مانند آى دوغدى ، و قتلغ ابه ، و ارسلان ابه ، و غير آن .
آى ماه ، ابه دايه ، و در واقع ميتوان آن را ماه دايه ، يا با مسامحتى : ماه - داد و ماهزاد ترجمه كرد .
ص 78 - كريم الشرق . اين نام دو جا درين كتاب آمده است ( ص 78 و ص 91 ) . در ابن الاثير و همچنين در جهانگشاى جوينى ج 2 ص 202 نامى از تاج الدين كريم الشرق آمده است كه ظاهرا وزير غياث الدين پير شاه برادر سلطان جلال الدين خوارزمشاه بوده و در 625 در كرمان بدست براق حاجب طناب انداخته شده است . منتهى از تاريخى كه نام او درين كتاب برده مىشود ( 569 هلالى ) تا اين تاريخ اخير بيش از پنجاه و پنج سال فاصله است كه تا حدى تطبيق اين شخصيت را مشكل مىكند و چنين احتمالى پيش مىآورد كه بايد كريم الشرق ديگرى باشد .
ص 96 - مادون ، ظاهرا همان مادين است كه آباديى در منطقهء كوهستانى ساردو است ، گردنهاى بنام گردنهء ماريان نيز در جبال بارز هست و سرماران هم خوانده مىشود .
ص 130 - اختلافات اتابك تكله و قطب الدين :
« در عهد اتابك تكله ، زلزال فتنهاى در فارس حادث شد و ابن عم او را قطب الدين پسر اتابك سنقر ، نعرهء خلاف در سر حركت كرد و فضلهء سوداء پادشاهى دماغ او را تباه گردانيد و التجا به جانب ايگ و دارا بجرد كرد و بىدولتى او را باز دست اتابك تكله داد و آن پادشاه ؛ . . . او را به جان امان داد و به نيل ميل كسوت بصرش كبود گردانيد . . . ( المضاف ص 32 )
چندى بعد قطب الدين از عراق و يزد كمك گرفت ولى شكست خورد و بدست تكله بقتل رسيد .
ص 150 - كريت ، مرحوم اقبال حدس زدهاند كه بايد كرند باشد ، اما در متن همه جا گريد آمده است و ظاهرا بايستى همان كريت ( با ضم كاف ) بوده باشد كه در چهار فرسخى شهر طبس است به طرف جنوب و دو مسجد قديمى دارد . از راه طبس به كرمان يكصد و بيست فرسخ است و قوافل كرمان از كنارهء كريت يكسرهء داخل لوت ميشوند .
( طرائق الحقايق گفتار سوم ص 340 و 341 ) .
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: محمد ابراهيم باستانى پاريزى
ص٢٣٢