بدان واقف بوده است و چنين مىرساند كه از همان ايام مورخين ما متوجه اشكالات سنوات هلالى بودهاند و راه گريز از آن را مىجستهاند ولى آنها كه بدستگاههاى خلافت و امراى نزديك به دستگاه خلافت وابسته بودند نميتوانستند خود را از اين قيد بر كنار سازند . بهرحال در كرمان ، معلوم نيست روى چه اساسى و تنها شايد به علت دورافتادگى از مركز خلافت و عدم توجه به آن ، سال خراجى جاى خود را باز ميكرده است و واقعا اگر اين كار ادامه يافته و همهجاگير شده بود ، امروز ما از يك مشكل بسيار مهم در تاريخ خود بر كنار بوديم و آن مشكل ضبط سنوات به سه تاريخ ميلادى و هلالى و شمسى و گاهى جلالى و يزد - گردى و امثال آنست كه تاريخ را از روال صحيح و دقيق انداخته و كار را چند برابر و مبهم - هم براى نويسنده و مورخ و هم براى خواننده - ساخته است .
شيوع سنوات خراجى درين كتاب خود دليل ديگرى است بر اينكه قسمت عمدهء وقايع كتاب نقل از تاريخ افضل است ، چه در زمان صفويه سال خراجى رواجى نداشته است .
ص 193 - طوطى ، اين نام در ميان رؤساء غز رواج داشته است . انورى در مدح يكى از رؤساء غز بنام طوطى يك رباعى لطيف دارد :
اى زير هماى همتت چرخ مدام * كبك از نظرت گرفته با باز آرام
اقبال تو شاهين و كبوتر ، ايام * سيمرغ نظير ، خسرو طوطى نام
( از يادداشتهاى مرحوم قزوينى بكوشش ايرج افشار )