تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
پنجهزار پاره كتاب از جملهء فنون علوم « 1 » . در اواخر ملك او ، غز « 2 » در خراسان آمد ، و خواجه از طبس « 3 » به خدمت وى پيوست و طبس را باز كرمان داد . و تا ظهور ملك مؤيّد « 4 » و قوت گرفتن كار او در خراسان ، شحنهء كرمان در طبس بود . و رشيد جامه‌دار كه والى اصفهان بود رسول بكرمان فرستاد و وعده كرد كه نايبى فرستد تا اصفهان به ملك محمد دهد « 5 » و ملك محمد [ تمشيت ؟ ] اين مهم را امير عز الدين محمد انر را از خراسان استدعا فرمود ، و بر عقب ، لبّيك اجابت برسيد
هامش
( 1 ) - در كرمان كتابخانه‌اى ساخته پنج هزار كتاب در آنجا وقف نمود . ( جهان‌آرا ) ( 2 ) - غز ، مردمانى كه در مشرق ماوراء النهر سكونت داشتند و بقول صاحب حدود العالم : « مردمانى شوخ روى و ستيزه‌كار و بددل و حسودند و خواستهء ايشان اسب و گوسفند و گاو است و بهر وقت به غزو آيند به نواحى اسلام بهر جايى كه افتند بركوبند و غارت كنند و زود باز گردند و هرقبيلهء ايشان را مهترى بود از ناسازندگى باهم » . و ابن حوقل گويد : « غزيه حدود ديارشان ما بين خزر و كيماك و سرزمين خرلخيه و بلغار است » . در عهد سلطان سنجر غزان بخراسان تاختند و در 548 سنجر بدست آنان اسير گشت و نيشابور را در 549 سوختند و در سال 581 ملك دينار از خراسان بجانب كرمان بتاخت . ( تسلط غلامان زرد پوست ، مقالهء آقاى دكتر صفا در مجلهء دانشكدهء ادبيات ش ا ، سال 4 ، ص 44 ) ( 3 ) - خواجه از طبس به خدمت وى پيوست ؟ ظاهرا كلمه‌اى كه اسم خواجه بوده از آن افتاده است . مقصود بايد آن باشد كه حاكم و والى طبس به كرمان آمده و تسليم شده و طبس را جزو كرمان خوانده است ، شايد هم به علت تجاوز و حملهء غز پناهنده شده و با بخشيدن شهر از دست رفته ، خواسته است كمكى بگيرد ! ( 4 ) - ملك مؤيد ، ظاهرا مقصود مؤيد الدين اى به از جمله غلامان سنجر است كه در سال 552 جلوس كرده و در 569 وفات يافته است . جانشينانش به مؤيديه معروفند و عبارت بودند از طغانشاه بن مؤيد ( 569 ) و سنجر شاه بن طغانشاه ( 581 ) . ( 5 ) - و در آخر عهد ملك محمد در عراق اضطرابى بود ، و خادمى كه او را رشيد جامه - دار ميگفتند در اصفهان ، و ملك محمد معتمد خويش را فرستاد و او را تقرير كرده كه اصفهان بوى دهد ، و اگر در اجل تأخير مىافتاد آن كار تمام ميشد ، ( عقد العلى ص 25 )