تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 12

مساهمون:

صمقدمه ١٢
- راه‌هاى غربى نيز ، راه جزيرهء كيش بود و راه بندر سيراف كه هرچند تجارى داشت كه بقول سعدى « هزار شتر بار داشتند و چهل بندهء خدمتكار » ، اما بهرحال وجود كوههاى عظيم و دره‌هاى صعب همچون كتل دختر و كتل پيرزن - صرف نظر از راهداران عشاير - كافى بود كه مسير كاروانها را تغيير دهد . و راه بصره نيز كه اصولا به يزد و خراسان و رى نميخورد . بنابر اين تنها راه قابل اطمينان ، راه بندر هرموز بود اين بندر در فاصلهء 120 كيلومترى شرقى بندرعباس فعلى و در مصب رودخانهء ميناب قرار داشت كه در واقع پيش بندر ميناب و اصولا كرمان محسوب ميشد و همانست كه حدود العالم در باب آن گويد : « بر نيم فرسنگى درياء اعظم است ، جايى سخت گرم است و بارگه كرمانست » « 1 » اين محل مطمئنا در محل « شاه بندر » امروزى واقع بوده است . راهى كه اين بندر را به كرمان وصل ميكرد اولا از ساير راههائى كه به دريا ميپيوست كوتاهتر بود - ( مثل راه بندرعباس و راه بندر طيس ) ، ثانيا آبادتر و قابل استفاده‌تر بود . اين راه بيشتر از كنارهء دره‌هاى رودان و احمدى يعنى از جغين ميگذشت و به رودبار و سپس به جيرفت ميرسيد و مجموع فاصلهء آن تماما آباد بود زيرا مسير رودخانهء ميناب و رودان را نخلستانهاى عظيم و طولانى مىپوشاند و بلافاصله پس از اتمام شاخه‌هاى رودخانهء رودان ، بستر رودخانهء هليل ( ديو رود ) ظاهر ميشد كه دشت و دمن آن سبز و نزه و پر از نخلستان و باغ و بستان بود . اين راه كه مجموعا بيش از 45 فرسنگ نبود به جيرفت ميرسد . سلسلهء كاروانهائى كه سيصد چهارصد شتر داشتند هرگز مقطوع نميشد ، شترهاى اين كاروانها يك‌راست به ميدان عظيم و بارانداز معروف شهر كه به « قمادين » شهرت داشت وارد ميشد و در آنجا زانو ميزد ، اين همان محلى است كه ماركوپولو در سفرنامهء خود تحت عنوان كامادى « 2 » از آن نام ميبرد .
هامش
( 1 ) - حدود العالم ص 127 افضل گويد : بر جنوب جيرفت ناحيت هرمز [ است ] كه ارتفاع او زرخراجى و اسب تازى و مرواريد باشد ، و قوافل عراق روى به وى دارد » ( عقد العلى ص 71 ) ( 2 ) -Camadi