ز بانگ كوس غرّان ، چشم كودك * همى احول شد اندر ناف مادر « 1 »
ز بيم جان همى جان كرد پنهان « 2 » * چو درّاج از پس خسها غضنفر « 3 »
زمين درياى موجافكن شد از خون * در او كشتى سوار و كشته لنگر
اجل بازو زنان هرسو همى رفت * بخوان اندر چو مرد آشنا ور
جهانى ديده بر خسرو نهاده * بتير و نيزه از ديوار و از در
ز شه برج از قضا را چرخ دارى « 4 » * ملك را يافت در ميدان برابر
ز خون شمشير هندى بر كفش لعل * ز خوى خفتان رومى بر تنش تر
چو آتش چرخ را پر كرد و بشتافت * كه آتش بند را « 5 » پاداش و كيفر
برو بازوى او بر گستوان دار * خدنگ راست زد « 6 » بر گستوان در
ز زخم تير تا پاى خداوند * بدستى مانده بد با نير « 7 » كمتر
ز ديگر سو بدانسو تير بگذشت « 8 » * كه از تيرى نيالودش به خون پر
ملك چون سرو و گل شادان و خندان * نشاطى « 9 » باد پائى خواست ديگر
ملايك در هوا « 10 » آواز دادند * ز شادى در شگفت : اللّه اكبر
ز فرّ ايزد و آثار دولت * نشانى باشد اين واضح نه مضمر
دو پيكر بود اسب و مرد جنگى * بسوزانى و تيزى برق و صرصر
به زخم اندر چه داند پير بيجان « 11 » * تفاوت جستن از پيكر به پيكر « 12 »
هامش
( 1 ) - ن . ل . رحم مادر
( 2 ) - ن . ل : تن كرد پنهان :
( 3 ) - صيد غضنفر
( 4 ) - ز شه برجى قضا را چرخ دارى .
( 5 ) - كز آتش بيند آن پاداش و كيفر
( 6 ) -بزد بر بازوى بر گستوان دار ، * خدنگى راست رو بر گستوان در( 7 ) - كذا ، شايد : يا نبز ( ؟ )
( 8 ) - بديگر سو از آن سو تيز بگذشت
( 9 ) - بساطى ( ؟ )
( 10 ) - ملايك بر هوا
( 11 ) - احتمال دارد تير بىجان يا تير و پيكان يا تير پيچان باشد
( 12 ) - تفاوت كردن از پيكر به پيكر