گفتار در ذكر سلطان شاه بن قاورد كه پادشاه سيم است از پادشاهان كرمان
سلطان شاه چون با پدر و برادر اسير سلطان ملكشاه شد برادرش اميرانشاه را ، كه شمهاى از مردى و مردانگى او در ديوان حكيم ازرقى مذكور است - و چون نزديك ده قصيده در مدح او دارد ذكر همه موجب تطويل مىشود ، از يك قصيده اين چند بيت ثبت افتاد :
لحكيم ازرقى
همايون جشن عيد و ماه آذر * خجسته باد بر شاه مظفر
اميرانشاه بن قاورد چغرى * جمال دولت و دين راست ياور « 1 »
خداوندى كجا كوته نمايد * به پيش خطهء او خط محور
اگر خورشيد بودى دست رادش * شدى دشت زمين « 2 » ياقوت احمر
زمين باران جودش گر بيابد * بجاى سبزه رويد از زمين زر
به در بند سجستان آنكه او كرد * مثال كردهء حيدر به خيبر
حنا « 3 » و كوههء زين داشت ششماه * بجاى خواب خوش بالين و بستر
در اين ششمه زمانى بر نياسود * ز دار و گير گرد آن « 4 » معسكر
بگرد اندر همى شد مهر پنهان * به خون اندر همى زد چرخ چنبر
هامش
( 1 ) - نسخهء نفيسى : جمال دين و دين را پشت و ياور .
( 2 ) - ن . ل جرم زمين .
( 3 ) - حنا : قبضهء زين .
( 4 ) - ن . ل : پيلان معسكر