تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ابتدا دربارهء جنگ‌افزار : كاملا در ابتدا ، زمانى كه بابر به سوى هند حركت كرد ، هنوز بيشتر با تير و كمان و شمشير جنگ مىشد ، تركان آسياى مركزى براى مهارتشان در تيراندازى با كمان و حملات سريع ، گريز و حملهء مجدد غافلگيرانه معروف و خوفناك بودند . مغولان نيز در جنگهاى بزرگ به سيستم محاصره از جناح عمل مىكردند . نقاشيهاى مينياتور كمانهايى را با نوع ساخت مختلف نشان مىدهند ؛ پيكانها ، گاه به سر پيكانهايى از استخوان آلوده به سم مجهز بودند . شمشيرها نيز جزو تجهيزات بودند - و با وجود اينكه به سيف هندى « 1 » ، تيغ يا شمشير هندى ، به سبب برندگىاش حتى در ادبيات كهن عربى اشاره شده است ، ويليام هاوكينز تاجر انگليسى در دورهء حكومت جهانگير در گنجينهء مغولان 2200 قبضه شمشير آلمانى يافته است . شمشير هم مثل انواع مختلف دشنه‌ها جزو تجهيزات فرمانروا بود و پيچيده در يك كيسهء قرمز رنگ ، در هر كجا كه ممكن بود باشد ، در كنار يا پشت او حمل مىشده است . شمشيرهاى به‌ويژه با ارزش نامهاى خاص خود را داشته‌اند ، مثل سرانداز « 2 » ، « شمشيرى كه سر را مىزده است » ، يا شاه بچه « 3 » « فرزند شاه » . ولى به زودى ضرورت تجهيز با سلاح گرم احساس شد . عثمانىها از اواخر قرن 15 در ساخت اسلحه‌هاى گرم پيشرو بودند و به لطف آنان ، توپها ، زنبوركها و تفنگها در خاورميانه رواج يافت . اينكه فرماندهء توپخانهء مغول با وجود اينكه ترك عثمانى نبود غالبا عنوان رومى خان را داشت ، اشاره به اين واقعيت دارد . بابر ، دست‌كم از تعداد كمى تفنگ فتيله‌اى استفاده كرده است و با لذت تعريف مىكند كه ساكنان اطراف هند ميانه ، جايى كه او در سال 1519 به آنجا حمله كرده است به هيچ وجه از صداى شليك تيرها نترسيده‌اند و بر عكس « آنها خنديدند و اشارات زننده‌اى كردند » - ظاهرا فكر كرده‌اند كه حمله‌كنندگان از نفخ شكم رنج مىبرند . . . بابر كمى بعد از آن دستور آغاز ريختن و ساخت زنبورك را داد ( 22 / 10 / 1525 ) ، ولى اولين آزمايشها موفق نبودند و « استاد على نزديك بود كه خود را در قالب مملو از برنز مذاب بيندازد » . ( 2 ) ولى آزمايش بعدى با موفقيت روبه‌رو شد . با اين وصف بابر كاملا مطمئن نبود و حقيقتا هم در اكتبر 1527 - باز هم در هند - زنبوركى منفجر شد كه در اثر آن مردم زيادى كشته يا زخمى شدند . عين همين واقعه تقريبا 15 سال قبل از آن براى سلطان مملوكى « غنز اللّه غورى » « 4 » در « كاريو » پيش آمده بود . او نيز وقتى كه به وسيلهء عثمانىها آموزش ريخته‌گرى توپ را مىديد ، يك چنين سرخوردگى را تجربه كرده است . ( 3 ) در دورهء حكومت اكبر سلاحهاى گرم خيلى بهتر بودند و او شخصا غالب اوقات آنها را آزمايش مىكرده است . ابو الفضل گزارش مىكند « 5 » كه هر يك از تفنگهاى فرمانروا بر اساس وزن ، سر منشأ آهن ، سازنده و
هامش
( 1 ) .Sayf - ihindi .( 2 ) .sarandaz .( 3 ) .Shahbacha .( 4 ) .Qansauhal - ghuri .( 5 ) آيين اكبرى ، ج 1 ، ص 37 .