در آن شاه جهان با تمام قدرت بر تخت نشسته است - * چه چيز مىتواند برتر از شكوه و جلال عظيم باشد ؟ ( 4 )
برخى از خصوصيات محدود قصرهاى مغول ( و بعضا مساجد ) قابل ذكر هستند : اتاقها و راهروها به وسيلهء طارمى پنجرههايى از ديد بيرون محفوظ بودند كه هر كدام تنها از يك ورقه سنگ ساخته شده بودند . اين طارميها برخى از اوقات از سنگ ماسهء قرمز يا زرد رنگ ، ولى بيشتر - به خصوص در دورهء شاه جهان - از سنگ مرمر ساخته مىشدند . آنها ظاهرا تخيل خستگىناپذير سنگتراشان مغول را نشان مىدهند : از يك ورقه سنگ ( كه عموما حدود 5 / 1 متر تا 1 متر بلند و چندين سانتىمتر ضخامت داشت ) درهم بافتهترين شبكهء هندسى پديد مىآمد يا نقوشى گياهى به كار برده مىشد ، به نحوى كه غنچهها و گلهايى دقيقا طبيعى از سنگ مىرويند . در بعضى از طارمىها به نظر مىرسد كه جنسى مثل موم در قوسها و پيچ و خمهايى شكل داده شده است .
طارمىها اجازه مىدادند نور به داخل فضاها نفوذ كنند و نقوش ظريفى مثل بازيهاى سايه روشن روى ديوارها بيندازند ؛ آنها باد را نيز عبور مىدادند و بدينترتيب براى خنك كردن مورد استفاده بودند . اين ، در راهروهاى دور مقبرهها اثرى مطبوع داشت .
در داخل قصرها گاه و بيگاه ، بيشتر از همه در دورهء شاه جهان ، يك اتاق آيينه ساخته مىشده است كه ديوارهايش ( گاهى نيز سقف ) با قطعات كوچك بىشمار آيينه در شكلهاى مختلف پوشيده شده بودند و در نور شمعها هنگام شب به زيبايى و در واقع گيجكننده مىدرخشيدند ، رسمى كه سپس در ساير اتاقها تا حتى اتاق خوابهاى شخصى نيز يافت مىشود . در شاه برج لاهور ، اتاق خصوصى شاه جهان ، تصاويرى نيز وجود دارند كه مدتها روى آنها با رنگ پوشانده شده بود و تازه چند دهه پيش درآورده و آزاد شدهاند .
نوع ديگرى از تزيينات ديوارى كه از زمانهاى گذشته معمول بود ، طاقچههاى متعددى است كه در آنها - همانطور كه روى مينياتورهاى زيادى مىبينيم - تنگها ، گلدانها و ليوانهايى نگهدارى مىشدند .
در اتاقهاى مركزى قصرها غالبا جويهاى باريكى خنكى هوا را تأمين مىكردند . در اين ميان گاه و بيگاه آبشارهاى كوچكى ساخته مىشدند كه در آنها آب از روى پلهها يا سطوحى مايل كه گاهى هم داراى طرح بودند جريان مىيافت - طرحهاى جناغى از مرمرهاى رنگارنگ اجازه مىدادند كه حركت جريان آب سريعتر به نظر رسد ( در دژ لاهور 1631 - 1632 اينچنين است ) . ( 5 ) محلهايى نيز وجود داشت كه آب از روى زبرجدهايى نصب شده جريان مىيافت و خود زبرجدى سبز رنگ به نظر مىرسيد . اگر چنين آبشارهايى در باغها ساخته مىشدند ، امكان داشت از روى يك « چينى خانه » عبور داده شوند كه ديوار كوچكى با طاقچههاى متعدد بودند كه در آنها در طول روز دستههاى گل ، و شبها پيه سوزهايى قرار داده مىشدند كه از پشت پردهء آب مىدرخشيدند . ولى در كنار آيينهكاريها يا طاقچهها ، همانطور كه در