مىآورد يا سفارش مىداد تا به وسيلهء هنرمندى به حروف ريز بسيار زيبا نوشته شود . چنين جنگ شعرى امكان داشت براحتى در آستين ( كه با ميل براى نگهدارى وسايل كوچك استفاده مىشد ) يا در چين عمامه حمل كرده شود ، به عنوان كتاب جيبى . ظاهرا خيلى از خانوادههايى كه در طول قرن 16 از ايران و افغانستان به هند آمدند ، چنين جنگهايى را همراه آوردهاند كه خيلى از آنها از فرط زياد خواندن به آرامى متلاشى شدهاند . ولى صفحات باقى مانده با اشعار كامل يا قطعاتى ناكامل دور انداخته نمىشدند و بدينسان آنها در كارگاهها به عنوان تزيين به حاشيههاى تصاوير ديگرى چسبانده شدهاند . به عنوان مثال در قطعه شعرهاى ناكامل حاشيههاى آلبوم به اصطلاح كوروكيان مىتوان مصرعهايى از شعراى مختلف يافت ، در ميان آنها آثارى نيز از شاهى « 1 » ، ( ف . 1453 ) شاعر محبوب خوانندگان ، آلبوم مذكور در قرن 15 و اوايل قرن 16 وجود دارد كه همواره از او نام برده مىشود و ديوانش در كارگاه نقاشى اكبر با مينياتورهاى ظريفى آراسته شده است . ( 25 ) حتى قطعات ناكاملى از اشعار جغتايى سلطان حسين بايقرا از هرات به خط سلطان على مشهدى نيز به عنوان تزيين حاشيه يافت مىشوند .
بدينترتيب قطعات كوچك بريده و زيباى حاشيهها هرچند به صورت قطعه قطعه ، دربارهء اسناد و مدارك ادبى كه در دربار مغول شناخته شده بودند ، اطلاعات اضافى ديگرى ، به دست مىدهند . از منابع تركى ثابت شده است كه يكچنين تكنيك وصلهكارى در همان زمان در دربار عثمانى انجام مىشده است .
تخصص ديگرى در نقاشى مغول باز هم قابل ذكر است و اين تمايل به ترسيم يا نقاشى كردن شكلهاى تركيبى است كه مىتوانسته فيل يا حيوانى ديگر ، انسان يا اهريمنى شكل گرفته از انسانها ، حيوانات ، و اهريمنان بوده باشد ، تمام اينها در روى صفحات نقاشى نقاشان مغول ظاهر مىشوند . البته اين مطمئنا نخستين مورد نيست : چون اين موضوع را قبلا در هنر ايرانى مىيابيم ؛ ولى لذت از چيزهاى تخيلى كه از سنت هندو نيز تغذيه شده ، ظاهرا بويژه هنرمندان را تحريك كرده است . ( 26 ) از نقش دختران باريكاندام گاهى اوقات براى تفريح تابى شكل داده مىشد و اين ساده بود كه چهرهها يا قامتهايى از بدن انسان ساخته شود . تصويرى از ويلم شلينك « 2 » با عنوان شاه جهان و پسرانش نشان مىدهد كه اين نوع هنر ظاهرا در اروپا شناخته شده است . تصوير مذكور شاهزادگان داراشكوه ، شاه شجاع ، اورنگ زيب ، و مراد را سوار بر اسبهايى نشان مىدهد كه از بدنهاى دختران باريكاندام شكل پيدا كردهاند ، رؤياهايى اروپايى از شرق نفسانى . . . ( 27 )
هامش
( 1 ) .Shahi .( 2 ) .WillemSchellink .