تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
زن محترم مسنى نشسته است - در حقيقت مادربزرگ مغرور - و نوزاد همان‌طور كه در شرق معمول است محكم قنداق شده است . در جلو اتاقى كه زايمان در آن انجام گرفته است ، خانمهاى فاميل ايستاده‌اند و عدهء زيادى زن در حال نوازندگى و رقص هستند ، در حالى كه در حياط ، طالع‌بينان چمباتمه نشسته‌اند و به وسيلهء خانمى از زمان دقيق تولد اطلاع مىيابند تا بدين‌وسيله بتوانند بخت و اقبال و سرنوشت كودك را هم به شيوهء هندى و هم به شيوهء اسلامى پيشگويى كنند . در جلو قصر ، فقرا ايستاده‌اند و منتظر هستند تا چيزى از صدقات خير كرده به عنوان قربانى براى شكرگزارى را دريافت كنند . هنرمندان بارها صحنه‌هاى پراحساسى از مادران در حال شير دادن به بچه را تصوير كرده‌اند و تعداد قابل توجهى از تصاوير مغولى مريم مقدس با عيسى ، ظاهرا نه فقط متأثر از مدلهاى اروپايى است ، بلكه غالبا يادآور تصاوير هندى كريشناى كوچك روى سينهء مادر شيرىاش مىباشد . ( 35 ) در ضمن سقط جنين نيز آزاد بوده است ؛ مادرى كه فقط دخترزا بود و شوهرش او را تهديد به بيرون كردن از خانه نموده بود ، از حميده پرسيده است كه آيا اجازهء سقط كودك مورد انتظار را دارد يا خير ؟ اكبر كه در آن زمان هنوز كودكى بيش نبود ، بايد مانع او شده باشد و در حقيقت آن زن پسرى را كه آرزويش را داشته ، به دنيا آورده است . ( 36 ) البته پسر بچه‌ها طبق سنت ختنه مىشدند ؛ زمانى كه اكبر 5 / 3 ساله در سال 1546 ختنه شد ، به طورى كه عمه‌اش گزارش مىكند ، تمام خانمهاى خاندان مغول در جشن شركت كرده‌اند . با پايان 2 سالگى مراسم مذهبى وزن‌كشى شاهزاده آغاز شده است . گاه و بيگاه در محدودهء قصر بازارى كوچك ترتيب داده مىشد كه در آن خانمها كارهاى دستى ، پارچه‌هاى گران‌بها ، جواهرات ، و ساير چيزهاى خود را به فروش مىرساندند ، در حالى كه مىكوشيدند از مشتريها - كه فرمانروا و همراهانش بودند - در حد امكان قيمتهاى بالايى دريافت كنند . اين رسم ظاهرا بايد از زمان اكبر آغاز شده باشد ؛ ولى امروزه هنوز هم خانمهاى جامعهء هند و پاكستانى با ترتيب دادن چنين بازارهايى خود را سرگرم مىكنند . چنانچه رويداد خاصى وجود نداشت ، در اين صورت به بازيهاى اجتماعى روى آورده مىشد - در تصاوير متعدد ، خانمهايى به نظر مىرسند كه مشغول بازى ( شطرنج و چاوپزى « 1 » ، تخته‌نرد ) هستند . آنها به موسيقى گوش مىدادند يا بر اساس استعداد و ميلشان خود را با كارهاى دستى ، طراحى و كمى نقاشى مشغول مىكردند . ولى فقط يك نقاش ممتاز زن به نام صحيفه بيگم ( حدود سال 1620 ) در تاريخ مغول
هامش
( 1 ) .chaupasi .