پيدا شد . بسياربسيار فربه شده است . بهطورى كه هيچ حركت نمىتواند بكند . اغلب كسان مردم 19 آمده بودند و غيره و بچههاى اهل اردو را جلو آورده بودند . عباس ميرزا پسر فخر الملك هم آمده بود . خلاصه وارد حضرت عبد العظيم شديم . زنها باز شكوه از گرانى داشتند . رفتم زيارت . شكر خدا كرده ، آمديم باغ شاهزاده اعتضاد ، على رضا خان ديروز آمده بود ، چادر زده بودند به قاعده ، يحيى خان ، از شهر آمده بود . حاجى محمد حسن بيگ ، ميرزا مهدى [ و ] ميرآخور ، الله قلى خان ، آقا محسن ، ميرزا طاهر ، اسحق ميرزا ، ميرآخور وليعهد . كاظم خان فراشباشى ، احوالش بهتر شده ، آمده بود . با ميرآخور زياد صحبت شد . خيلى خنده داشت . آقا موچول پسرش هم بود . حكم دستخط ميرآخورى باز به اميرآخور داده شد ، با خلعت شمسهدار . بابا پيره اندرون آمده بود ، در كمال خوبى مانده است . خلاصه عصرى زنانه شد . زنها آمدند تماشاى فواره ديوانيه شاهزاده را كردند . شب بعد از شام خوابيدم .
Nouchafrin
[ نوشآفرين ]
روز سهشنبه غره ذى حجه : 20
الحمد لله تعالى به تهران مىرويم . صبح برخاستم .
رفتم حمام ، رخت پوشيده ، آمدم بيرون ، توى آلاچيق نشستم . دبير احكام [ را كه ] فرستاده بود ، مهر شد . اميرآخور با خلعت مشمّس پوشيده آمده ، نشست . حاجى ميرزا على آمد ، با ميرآخور زياد شوخى كرد . خنديدم . معير و غيره بودند . حاجى رحيم خان از شهر آمد . اسباب جواهر آورده بود . با آقا كاستينگر خان 21 تفنگدار و شاهزاده .
زن حاجى رحيم خان پسر زائيده است . زن ميرزا طاهر ، ميرزا را كتك مضبوطى زده است . ميرزا دو شب مفقود شده ، به . . . 22 بازى رفته بود . در مراجعت ، ميرزا توى حياط 23 مىآيد ، مىبيند ، كنيزها دور ميرزا را احاطه كرده ، حالت بدى دارند . گيس سفيدى 24 يزدى دارد ، او آمده به ميرزا گفته بود . آقا تو چكاره [ اى ] ، گفته بود ، مستوفى پادشاه ، كتابدار [ و ] اسلحهدار هستم . باز پرسيده بود چكاره [ اى ] باز ميرزا اين جواب را داده