خورديم . بعد از شام جناب امين السلطان را خواسته به قدر يك ساعت با او فرمايشات لازمه كرديم ، هواى اينجا بسيار خوش است .
امروز پيش از ناهار يك خرگوشى درآمد ، فرموديم كاش اين خرگوش را مىزدند و نحوستش را مىبردند ، پيشخدمتها اسب انداختند ، حسن خان پيشخدمت خرگوش را زد و خوب شد كه نحوست خرگوش را برد .
روز سهشنبه بيست و هفتم [ شوال ] :
امروز بايد نيزار برويم صبح برخاسته آمديم بيرون سوار كالسكه شده رانديم جلگهء خوبى بود ، بوتهء زياد داشت شبيه به صحراى دوشانتپه بود . . . . . . . . . .
پىنوشتها :
( 1 ) - برگرفته از ناصر الدين شاه قاجار ، سفرنامهء عراق عجم ، ( تهران : [ افست از چاپ سنگى ] تيراژه ، 1362 ) ص ص 3 - 23 .
( 2 ) - اصل : كاريزك .
( 3 ) - چنانكه اعتماد السلطنه نوشته است شكوه السلطنه همسر شاه و مادر وليعهد مظفر الدين ميرزا در اين روز فوت نموده است .
( 4 ) - ر . ك . سازمان اسناد ملى ايران ، اسناد بيوتات ، آلبوم شماره 249 ، دفتر كوچك چرمى با رويهء ترمه تحت عنوان : امتيازنامه راه شوسه تهران تا قم 1301 قمرى .
( 5 ) - شمسه : نقشونگارى كه با گلابتون بر جامه دوزند .
( 6 ) - مرصع : جواهرنشان .
( 7 ) - پاخلان مرغى است خيلى بزرگ ، گردن و پايش هم خيلى دراز است . رنگش سفيد و روى بالها و زير بالهايش قرمز است . وقتى ايستاده است بهقدر يك آدم است . خيلى مرغ باهوشى است . نمىتوان به او نزديك شده و صيد نمود . كنار اين درياچه زياد است در تابستانها ييلاق مىرود ، ( يادداشت ناصر الدين شاه در حاشيه همين خاطرات ) .
( 8 ) - بزمجه : 1 - سوسمار 2 - بزمجه - پژمژه - آفتابپرست .
( 9 ) - اصل : هشت .
( 10 ) - در اينجا ناصر الدين شاه به دومين سفر قم كه در سال 1267 ه . ق و به همراهى اميركبير و در بازگشت از اصفهان انجام پذيرفت اشاره مىنمايد .