تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بيرون آمدم . به كالسكهء كرايه نشستم . يك فرسخ از شهر دور شديم ، به موضعى كه معروف به چال دريا است رسيديم ، هنگامه‌اى ديديم كه كالسكه‌هاى حرم و بارها به گل فرورفته بودند . درشكهء ما هم به گل نشست . به يك زحمتى بيرون آوردند . سوار شده رانديم . تا به چاپارخانه كه نزديك پل است رسيديم . باد تندى مىوزيد . به ناهار افتاديم . محقق هم به شراكت امين حضور درشكه كرايه كرده بود . اما شريك خود را گم كرده بودد . پشت‌سر ما رسيد . اعتضاد الدوله حاكم قم هم آمد . سر دوش الماس به او مرحمت شده بود . ناهارى صرف كرديم . بعد به راه افتاديم . نيم فرسخ به منزل مانده هوا توفانى شد . هرطور بود به منزل رسيديم . دو روز پيش آدمى فرستاده بودم كه جائى بگيرد . در برج شرقى كاروانسرا در مرتبهء فوقانى اطاقى فرش كرده بود . خيلى شكر كردم يك همچه منزلى در اين موقع براى من پيدا شد . دو ساعت هم خوابيدم . بعد كه بيدار شدم معلوم شد آغا بشارت فراش خلوت از طرف شاه به احضارم آمده بود كه درب خانه شب حاضر باشم . مغرب كه رفتم قرق شكست . خدمت شاه رفتم . تا ساعت سه بودم . بعد مراجعت به منزل نمودم . جمعه غرهء شعبان - صبح زين‌دارباشى آمد . من به اتفاق درشكه نشستم . يك فرسخ از منزل دور شديم . در آنجا انتظار موكب همايون را داشتم . تا تشريف آوردند . كنار درياچه به ناهار افتادند . سر ناهار كتاب عرض كردم . بعد آفتاب‌گردان خودم آمدم . ناهار صرف نمودم . بعد مجددا با زين‌دارباشى به كوشك نصرت كه يكى از مهمانخانه‌هاى عرض راه است رفتيم . معلوم شد كه فراشهاى من بنهء مرا به علىآباد كه يك فرسخ مسافت دارد بردند . زين‌دارباشى را آنجا پياده كردم . خودم به علىآباد آمدم . منزل مرا در يك اطاق كوچك متعفن كاروانسرا مانندى كه مقابل قصر با بروج باشكوه امين السلطان است گرفته بودند . براى اين‌كه زحمت مىشد چادر بزنند . خلاصه حمام علىآباد را كه در همه‌جاى تهران مشهور بود ديدم . آب كثيفى ، هواى سردى داشت . شب را با محقق شام خوردم . امروز شنيدم كه ناخوشى امين السلطان تمارض بوده و بايد چنين باشد . زيرا كه اقسام دل‌جوئى از طرف بندگان همايون به او مىشود .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 150 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها