تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
فرسخ پايين‌تر به ماهور كل‌تپه مىرسد . در سوابق ايام اين‌رودخانه به‌سمت قرق‌سيف و مسيله مىرفت . بعد بواسطهء طغيان آبى به گفتهء امين السلطان و به قول جمعى بواسطهء خراب كردن سدى آب اين دو رودخانهء مذكور به حكم امين السلطان مرحوم كه آن سد را شكست از دهنهء مشهور به تومبار از نقطهء مشرق جنوبى داخل حوض سلطان شد كه راه حوض سلطان را به‌طرف قم به كلى مسدود سازد و مسافرين را مجبورا از علىآباد عبور دهد . حالا هم نصف بيشتر از آب ، باز به‌طرف قرق سيف مىرود . نصف كمترش از تومبار وارد كوير حوض سلطان مىشود . امتداد اين درياچه از مشرق شمالى به مغرب جنوبى است . دور اين درياچه بيست فرسخ است . طيور آبى از هر قبيل در اين درياچه فراوان است . عمق او بايد ده الى دوازده ذرع باشد . آفتاب‌گردان همايونى را بواسطهء عفونت آب صد ذرع دور تر از دريا زدند . ناهار ميل فرمودند . روزنامه عرض شد . بعد از ناهار شاه در خدمت امين السلطان به اردو مراجعت نموديم . چهار به غروب مانده وارد منزل شدم . عصر ديدن محقق كه تازه وارد اردو شده رفتم . امشب آتش‌بازى مفصلى شد . من اين علىآباد را در سنهء 1266 ديدم كه در موكب همايون در صدارت ميرزا تقى خان به قم مىرفت . بواسطهء نبودن آب در حوض سلطان در اين علىآباد منزل فرمودند . من هفت ساله بودم . پدرم فراشباشى بود و سراپردهء برج‌دار و طره‌دار حوض بلغار كه فواره از ميانش مىجست اختراع كرده بود ، همين موقع زده شده بود . من با مادرم در خدمت مهد عليا ملتزم ركاب بوديم . در اين منزل علىآباد كه آن‌وقت به كاروانسرا سنگى معروف بود من در آفتاب‌گردانى كه به جهت مهد عليا زده بودند ، يك سمت من و مادرم خوابيده بوديم ، طرف ديگر حاجى ملك‌زاده و شلوار قرمزى پاى من بود . شب شلوار را بالاى سرم گذاشته بودم . صبح كه برخاستم شلوار را بپوشم سنگين بود . وقتى تكان دادم مار بسيار بزرگى در آن شلوار بود . آن روز از همين منزل يك سر به قم رفتيم . در خانهء ميرزا اسحاق برادرزادهء ميرزا ابو القاسم قائم مقام منزل كرديم . آن‌وقت سن من هفت سال بود . حالا چهل و شش است . سى و نه سال است از اين جا عبور كرديم . اين تفصيل جملهء معترضه بود . چون بخاطرم آمد نوشتم .