چهارشنبه 21 رجب - امروز صبح اول صورت نحس استاد حسن را ديدم . اوقاتم تلخ شد . كوزهء آب من كه امروز از همه روز بيشتر به او محتاج بودم براى اينكه عبور از كوه بود استاد حسن شكست . خلاصه صبح به واسطهء سرما آتش جلو آفتابگردان روشن كرديم . زيندارباشى هم آمد كه با من در كالسكه سوار شود . هنوز سردسته بود . خبر كردند شاه رفت . ما هم به عجله مدتى سواره رفتيم تا به كالسكه رسيديم . راه جديد به واسطهء بدى و خرابى پل تازه و انهدام مهمانخانهء قلعه محمد على خان متروك شده .
بندگان همايون را از وحشت و خجالت از آن راه نبردند . با اينكه در كمال خوبى مىشد از آب عبور كرد راه را دور نمودند . از پل حاجى ميرزا بيك قرار دادند . تفاوت امتداد اين راه با راه جديد سه فرسخ بود . يك دور كه از منزل دور شديم به راه قديم كنارگرد افتاديم . . از رودخانهء شور عبور كرديم . به ملك الموت دره رسيديم . اينرودخانهء شور به مرور شش الى هفت بستر عوض كرده و هر بسترى وادى عريض شده . از پست و بلندى زيادى عبور شد تا به صدرآباد رسيديم . بناى اين صدرآباد يك كاروانسراى آجرى است از ميرزا آقا خان صدراعظم مرحوم ، آب انبار بزرگى دارد كه از آب باران پر مىشود . حالا خشك است ، اما اثر نهرى هم پيدا بود كه از دامنهء كوه آب به اينجا مىآورند . فى الحال چند چاهى به طرز قنات كندهاند كه آب شور تلخ بدمزه دارد . از منزل تا به اينجا چهار فرسخ بود . هم خسته بوديم و هم گرسنه . آفتابگردانى زدند . ناهارى صرف شد . حكيم تولوزان و دندانساز هم آنجا بودند . عبد الباقى از قاطر به زمين خورد . دستوپا و سينهاش مجروح شده بود . تولوزان انسانيت كرد . عبد الباقى را در كالسكه خودش نشاند .
ما هم سوار شديم . چهار فرسخ راه پيموديم . تا به علىآباد رسيديم . قلعهء سنگى پديدار شد كه از ابنيهء قديم است . نيم فرسخ بالاتر طرف كوه كاروانسراى جديد امين السلطان است . قنات قديمى به قلعهء سنگى مىآمده است . معروف است كه شاه عباس بزرگ احداث كرده . امين السلطان مرحوم مرمت كرده ، به اين كاروانسراى جديد آورده است و عمارت و باغات و حمام بسيار خوب ساختهاند . از دور كه خيلى بناى عالى بهنظر آمد .
اگر حياتى باشد فردا از نزديك ديده خواهد شد . بهقدرى خسته بودم كه لدى الورود
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٤٢