اطرافش باز است خيلى سرد است . چنانچه بيد هم هنوز برگ نكرده . در وقت بار كردن بنه چاروادارها با آدمهاى من به جهت سبك و سنگين [ بودن ] بارها منازعه داشتند . قرار دادم يك رأس قاطر زيادتر كرايه شود . بارها را كه راه انداختم ميرزا محمد خان مليجك آمد . بعد اديب الملك و كريم خان اخوىزاده آمدند . دو ساعت از دسته گذشته شاه سوار شدند . من هم سوار شدم . اظهار لطفى به من كردند . بندگان همايون به كالسكه نشسته به امين السلطان تأكيد فرمودند كه تدارك كالسكهء خوبى به جهت عزيز السلطان بكن در شهر . بعد از راه افتادن كالسكهء شاه من هم به اتفاق اديب الملك و عارف خان به كالسكه نشستيم . راه بسيار بدى بود . خوشبختانه خشك بود . اگر يك ساعت باران مىآمد يقين همه به گل مىرفتيم . حقيقت مهندس اين راه خيلى بىعلم بوده و خيانت كرده . خلاصه سوارهء نانكلى در اين دهات قريب سيصد نفر مىشدند از سان حضور همايون گذشتند .
رانديم تا به قلهء كوهى كه معروف به كوهگرد است رسيديم . لالهء سفيد ششپر معطرى در اين كوه روئيده بود . ارتفاع قلهء اين كوه با سطح تهران بايد مساوى باشد . شاه به ناهار افتادند . ما هم سر ناهار بوديم . حكيم طولوزان روزنامه مىخواند . من ترجمه مىكردم .
بعد از ناهار شاه ، آفتابگردان خودم آمدم ، ناهار بسيار بدى كه طباخ تازه طبخ كرده بود صرف شد . باز با همراهان صبح به كالسكه سوار شده از كوه پائين آمديم . وارد جلگه شديم . از رودخانهء كرج عبور كرديم به كاروانسراى حسنآباد رسيديم كه از بناى حاجى محمد حسن است . نيم فرسخ دور تر از كاروانسرا مهمانخانهء حسنآباد است كه امين السلطان ساخته . مهمانخانهدار را داخل سراپرده كرده بودند . از پهلوى سراپرده سواره طرف منزل آمديم .
اين حسنآباد اول از معير الممالك بود . بيست هزار تومان به ميرزا حسن منشى سفارت عثمانى فروخت . ده بسيار آبادى است . نهر بزرگ عميقى از رودخانهء كرج جدا كرده ، ده را مشروب مىسازد . چادر مرا كنار نهر زده بودند . منزل آمدم . عصر منزل زيندارباشى كه نزديك من است رفتم . شنيدم سيد ابو القاسم جدامى عزيز السلطان دو روز قبل سكته ناقص كرده طرف راستش فلج شده .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٤١