است ، بداغ تازه مىرود كه باز شود ، گل سرخ محمدى غنچههاى بزرگ كرده ، اما هنوز قرمز نشده ، گل رشتى باز است اما كم ، شكوفه آلبالو 92 در شهر وسطش است ؛ تا پسفردا كه برويم سلطنتآباد ببينيم آنجا چطور است .
انواع اقسام گلها از قبيل اطلسى و غيره در باغ باز شده ، طورى باغ باصفا است كه از تعريف گذشته ، توى باغ خيلى گردش كرديم . بهقدرى راه رفتيم و گردش كرديم و گلها را تماشا كرديم كه خسته شدم . خيلى لذت بردم ، بخصوص كه از آن منزلى كه در قم داشتيم خلاص شديم .
احتشام الملك پسر معتمد الدوله در بين راه حضرت عبد العظيم ديده شد . احوال معتمد الدوله را پرسيدم ، عرض كرد احوالش خوب است . قم هم در گل و شكوفه مثل تهران است . آنچه امروز در باغ ديده شد ، قم هم بود . اما ده روز هواى تهران از قم سردتر و آنجا گرمتر است .
اقبال الدوله از حسنآباد رفت ده خودش محمدآباد ، مهدى خان كاشى را هم برد .
معير الممالك ، زنبوركچىباشى ، آقا مسى هم از حسنآباد رفتند علىآباد و امينآباد ده معير الممالك .
در ورود شهر آقا ابراهيم خواجه امين اقدس ديده شد ، تازه از كربلا از راه گروس آمده است ، ديده شد . آقا بهرام فربه شده است .
حكيم الممالك ديشب ناخوشى سخت كليه گرفته است ، منزلش خوابيده و مانده است ، سه ساعت از شب رفته به تهران رسيده است .
پىنوشتها :
( 1 ) - انتهاض : برخاستن
( 2 ) - روزنامهء ايران ، نمرهء 652 ، به تاريخ 22 رجب 1305 ، ص 3 ، ستون سوم ، پاراگراف دوم ، ( تهران :
انتشارات كتابخانهء ملى جمهورى اسلامى ايران ، 1370 ) ج چهارم ، ص 2625 .
( 3 ) - بحيره : درياچه
( 4 ) - روضه : باغ
( 5 ) - قاطن : ساكن ، متوطن
( 6 ) - تقبيل : بوسه زدن ، بوسيدن .