( 7 ) - اعتضاد الدوله : محمد مهدى اعتضاد الدوله ، پسر ميرزا محمد خان سپهسالار و داماد شاه و شوهر فخر الملوك .
( 8 ) - فخر الملوك ، دختر ناصر الدين شاه از بطن گلين خانم اولين همسر عقدى ناصر الدين شاه كه در زمان وليعهدى او متولد گرديد و بزرگترين فرزند ناصر الدين شاه بود . به نوشتهء اعتماد السلطنه او آراسته به كمالات نفسانى بود و طبع شعرى وقادّ ، روان ، دقيق و نكتهدان داشت و اشعارش لطيف و بليغ بود . اين بانو همه ساله در سالگرد تولد پدرش شعرى مىسرود و تقديم مىكرد و مورد لطف و قبول واقع مىشد . فخر الملوك اهل خيرات و مبرات بود و از فقرا و مستمندان دستگيرى مىكرد . ر . ك . محمد حسن رجبى ، مشاهير زنان ايرانى و پارسىگوى از آغاز تا مشروطه ( تهران : انتشارات سروش ، 1374 ) ، ص 181 .
( 9 ) - اصل : فرموده .
( 10 ) - مشيد : محكم و استوار .
( 11 ) - نرمى و سستى .
( 12 ) - معتد : تخمين زده شده .
( 13 ) - روزنامهء ايران ، نمرهء 653 ، دهم شعبان 1305 ه . ق ص 1 و 2 ( تهران : انتشارات كتابخانهء ملى جمهورى اسلامى ايران ، 1370 ) ج ، ص 2629 و 2630 .
( 14 ) - مشدى : مشهدى يا مشتى مخفف مشهدى ، در قديم مردان جاافتاده را مشتى لقب مىدادند و كسى كه به زيارت مشهد رضا ( ع ) مشرف مىشد مايل بود كه او را « مشدى » صدا كنند . مشدى به معنى آدم خوش لباس و برازنده و خوشسرووضع نيز هست ، جوانان برازنده و شيكپوش طبقهء سوم را مشتى ( مشدى ) مىگفتند مشدى به هرچيز زيبا و جالب توجه و عالى نيز گفته مىشد . ( لغتنامهء دهخدا )
( 15 ) - اصل : برخواست .
( 16 ) - اصل : ازش .
( 17 ) - اصل : بهبرد
( 18 ) - اصل : حسبه .
( 19 ) - ذات الجنب : درد پهلو ، سينه پهلو .
( 20 ) - اصل : آهنهاش .
( 21 ) - عمادآورد ، دهى است جزء دهستان غار ، بخش رى ، اين ده متصل به مركز بخش و راه شوسه است .
آب آن از قنات تأمين مىشود و محصول آن غلات ، سبزى ، صيفى و جغندر قند است ( لغتنامهء دهخدا ، به نقل از فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ) .
( 22 ) - اصل : كسيف .
( 23 ) - گوز كلاغ : 1 - ميوهء درخت سرو . 2 - در صحراهاى گرمسير بعضى نواحى مخصوصا كاشان و غالبا در مزارع جو گياهى به افراط مىرويد كه كونه يا ريشهء آن مانند سيبزمينى است و آن را گوز كلاغ مىگويند .
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٣٠