بشر خواند ، بايد زمام امور ملك مملكت و قواعد اسلاميت را در دست او داد و او را دايهء مهربانتر از مادر بايد خواند و ناموس اسلام و حفظ مؤمنين را در دست پرخيانت او نهاد و اين گرگان آدمىخوار را شبان يك مشت گوسفند بايد كرد و اين زاغان سيهكار را به جاى بلبلان در شاخسار گلستان مسلمانان جاى بايد داد .
اگر سلطان ما احمقتر از معاويه نبود چگونه خانهء خود را لانهء ماران خارجى كرد ؟
روسيان كه بالفطره ، تمامى دشمنان ايرانيان بودهاند ، چه شده است كه حال معلمان و پدران اين بيچارگان شدهاند ؟
پركينگ رئيس بريگاد قزاق - كه آنى از دستور دولت متبوع خود تجاوز نمىكند - سركردهء تامى و جنگى مملكت مسلمانان مىشود . از ايام قديم تاكنون ، تاريخ خبر مىدهد كه اين فرقهء وحشى چه صدماتى به ايران وارد آوردهاند و حال هم بر احدى پوشيده نيست كه خيالات آنها در نقشهء پوليتيك ايران و هندوستان به چه مقام است .
بعد از اينكه پادشاه ، جاهل و شهوتپرست باشد و رجال دولت تمام از پى اغراض در فكر لهو و لعب و ملّت هم بىعلم و نادان ، البته اولياء امور دشمنان ما را دايه و پرستار ما خواهند نمود و گرگان صحرائى را حافظ يك مشت برّه خواهند كرد .
بعد از اينكه اين قسم مردم كافر و لا مذهب بر ما مسلّط شدند ، البته مسجد ما را هدف گلولهء توپ خواهند كرد و بر صغير و كبير ما رحم نخواهند نمود .
در خاطر دارم در زمان ناصر الدين شاه به تحريك بعضى فرنگى مآبها كه ميل داشتند طهران يك دفعه پاريس شود ، يك فرنگى موسوم به كنت منت فرت « 1 » را به روى كار آوردند و نظميه طهران را به او واگذار نمودند و آن مار خوش خط و خال مسلمانان را به
هامش
( 1 ) . كنت دو منت فرت : در سال 1296 هجرى قانون جامعى براى پليس ايران تنظيم كرد و به تصويب شاه رسانيد و مأمور اجراى آن شد . او هوشمند و كاردان بود و پس از مدتى بر اثر كوشش در حراست شهر و نظم بخشيدن به امور ، مورد توجه خاص شاه قرار گرفت ، چنان كه روزى ناصر الدين شاه به مناسبت شايستگى و كفايتى كه بارها از او ديده بود اين رباعى را گفت و به وى فرستاد :انديشه كنند خيل رندان ز پليس * يك جو نرود به خرج ايشان تلبيس
در كنده كنت فرت خواهد فرسود * در چرخ اگر خطا نمايد برجيس« لغت نامه »