براى يزيد بن معاويه كه مردم را به بندگى تو درآوردم . يزيد به بهانهء دستگيرى عبد اللّه بن زبير او را مأمور به خرابى خانهء خدا نمود .
آن ملعون از مدينه بيرون آمد و به واسطهء شومى اين فعل قبيح از بيرون مدينه به جهنم و اصل گرديد . برحسب امر يزيد ، محمد اشعث را امارت لشكر داد و در خراب كردن كعبه او را اكيدا وصيت نمود .
محمد اشعث با آن لشكر خونخوار به طرف مكه روانه گرديد . چون به مكه رسيد ، اطراف شهر را محاصره نمود ، به بهانهء عبد اللّه زبير ، با اهل مكه آغاز مقاتلت نمود .
اهال مكه چون خانه و حرم و شهر مكه را محل امن مردم مىدانستند باور نداشتند كسى بتواند اينگونه جسارت معمول دارد . در خانههاى خود پناهنده شدند . محمد اشعث ، اطراف مكه را محاصره نمود . منجنيقهاى بسيار در بالاى كوههاى مكه نصب نمود و با منجيق سنگهاى بزرگ و قارورههاى نفط در حرم كعبه و خانههاى مردم انداخت . بسيارى از خانه [ هاى ] مردم را سوخت و خراب كرد و حتى مقدارى از خانهء خدا را هم خراب كرد .
روزى منجنيقى در بالاى كوهى نصب بود و عدّهاى از ارامنهء روم موكّل آن منجنيق بودند و با آن منجنيق قارورهء نفط ، آتشزده به خانهء خدا مىانداختند تا آنكه پيراهن كعبه را به توسط آن قاروره سوزانيدند . آثار غضب الهى ظاهر گرديد . باد و طوفان شديدى ظاهر شد و انقلاب بزرگى در هوا نمودار گرديد .
باد جمرهاى از آن آتش كه در پيراهن حرم اشتعال داشت به طرف همان منجنيق معاودت داد . كسانى كه موكّل آن منجنيق بودند تمامى را سوخت .
مردم شام چون آن حادثه را ديدند ، يكباره از جنگ دست كشيدند . فرياد زدند كه با خداوند طريق نبرد جستن از بىخرديست و با پروردگار آغاز مقاتلت نمودن از جهالت است .
امير لشكر ، ايشان را از اين عقيده منحرف نمود و از راه صواب منعطف گردانيد ، بهانهء چندى اظهار داشت كه روزگار را از اين حادثات گريزى نيست و اين واقعات در
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٣٥٣