تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
بوتهء جهالت خواهيم سوخت و ديگر ما را شرافت و سعادتى نخواهد بود و به علاوه ما مردم كه پيشقدمان طريق حرّيت و آزادى هستيم ، اگر امروز مسامحه نماييم ، اخلاف ما ، ماها را نكوهش و سرزنش خواهند كرد و اين گوى سعادت را آنها خواهند ربود و ما از اين فيض و شرف محروم خواهيم ماند ، لهذا هرچه زودتر اقدام شود ، دير است و هرچه بگذرد بيشتر اسباب زحمت خواهد بود . » رفقا و دوستان كه در گردم بودند غير از يك نفر آنها تمامى تصديق نمودند و آن يك نفر شيخ مقدسى بود و مىگفت : « مىترسم خونريزى بشود و ما مسؤول بوده باشيم . » و جدا ممانعت مىكرد . من خواستم شيخ را ساكت نموده باشم ، گفتم : « مولانا ! شما چه اندازه تحصيل نموده‌ايد ؟ » گفت : « چندى قبل دو مرتبه قوانين را مباحثه كرده‌ام ، حال حجت مظنّه درس مىخوانم . » گفتم : « با اين فضل شما بفرماييد بدانم شما مجتهديد و يا مقلد و يا آنكه در شرعيات به احتياط عمل مىفرماييد ؟ » گفت : « من مقلد هستم و تقليد جناب آقاى آقاخوند ملا محمد كاظم را مىكنم . » گفتم : « بفرماييد اگر شما بر زحمات تحصيل خود بيفزاييد چند سال ديگر به مقام جناب آقاى آقاخوند خواهيد رسيد ؟ » گفت : « من به آن مقام نخواهم رسيد ، و ليكن اگر كار كنم ممكن است تا سى سال ديگر به آن مقام برسم . » گفتم : « عجب دارم ، حكمى را كه شما به اقرار خود معلوم نيست به آن مقام برسيد و يا آنكه اگر موفق شويد سى سال ديگر خواهد بود ، امروز آن حكم در دست شماست ، چرا ترديد داريد و عمل نمىكنيد ؟ » گفت : « آن كدام است ؟ » گفتم : « آن حكم جناب آيت اللّه آقاى آقاخوند در حفظ اساس مشروطيت [ است ] . « 1 » مگر جناب آقاى آقاخوند به قرار من و شما نمىفهميدند كه در حفظ اين اساس
هامش
( 1 ) . نامهء آخوند ملا محمد كاظم خراسانى به عنوان مجلس شوراى ملى . « مرگى در نور ، ص 192 » .