اين گفتار شما باعث انقلاب مردم خواهد شد . البته حكومت هم بعضى اقدامات خواهد نمود ، و از براى مردم اسباب زحمت فراهم خواهد آورد . »
گفتم : « همين است كه شما مىفرماييد ؛ و ليكن اين مسأله را بايد شما ملتفت بوده باشيد كه ما مردم ايران از ظلمتكدهء نكبت ، بايد به سر منزل عزت مسافرت نماييم و ما را از اين سفر گريزى نيست . هر روزى باشد ، اين راه را بايد طى نماييم و اين راه هم مخاطرات بسيار دارد و اين جادهاى است كه پست و بلندى و سنگلاخهاى بسيار و خارهاى بيشمار و دزد و قطاع الطّريق و جانوران موذى و و و ، از همه قبيل بسيار دارد .
اگرچه ما را هم ، زاد و راحله و همسفر موافق لازم است و در فقدان آنها اين طريق را نتوانيم پيماييم ، ولى اين نكته را هم بايد ملتفت باشيم ، امروز حال مستبدان و خائنان به حالت آن دزدان و قطاع الطّريق ماند كه خبردار شده باشند قافلهء بزرگ ، با ثروت سترگ ، از اين راه عبور خواهند نمود .
دستهاى از راهزنان از براى غارت اين قافله بر سر جادّه كمين نمودهاند و روزبهروز بر استعداد خود مىافزايند و جانوران و وحشيان هم بوى شكارى به مشامشان رسيده ، در كنار راه كمين نمودهاند تا شكارى نمايند . چون به مسافرت ما مردم يقين به هم رسانيدهاند ؟ از اين جاده منصرف نخواهند بود .
پس ما مردم را فريضه است كه اين دزدان و وحشيان تا قواى خود را تكميل ننمودهاند و استعدادى بيش از اينها فراهم نياوردهاند و از دزدان ديگر معاون نخواستهاند ، سزاوار آن است ما مردم از اين راه عبور نماييم و وقت را از دست ندهيم زيرا كه اين راه ، راهى است [ كه ] ما بايد البته از او عبور نماييم . اگرچه به زحمت و مشقت بوده باشد ، گرسنگى و تشنگى داشته باشد ، كشته شدن ، اسير شدن ، گرفتارى ، مصيبت ، خوف ، وحشت و و و ، هرچه داشته باشد ، بايد رفت .
تمام اين زحمات در شريعت انسانيت شرف و سعادت است . هرگاه مسامحه شود روزبهروز دزدان بر عدّه و استعداد خود خواهند افزود و راه مقصود را بر ما مسدود خواهند نمود و ما در حضيض ذلت ، در زاويهء نكبت و مسكنت باقى خواهيم ماند و در
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٣٣٢