گندم خوب هم دادم زراعت نماييد و فايده ببريد . افسوس كه از روى بىشعورى و نادانى تخم گندم سعادت را به ارزن شقاوت معاوضه نموديد و از براى نفع عاجل ، راحت زمستان خود را به مذلت و مشقت مبادله كرديد و آب و خاك مرا معطّل گذارديد و پاس نعمت خداوند و حق مالكيت مرا نگاه نداشتيد و عمر خود را به جهالت و بطالت گذرانيديد و در عوض گندم ، ارزن زراعت نموديد .
حال توقع داريد آن عملى كه زراعين گندم بردهاند شما هم ببريد و آن عزّت و راحت و سعادت و ثروت كه آنها بردهاند مىخواهيد ببريد ؟ « هيهات هيهات من الجهل و الغرور و قد قضى الامر و فار التنور » حال پاداش عمل شما آن است كه در اين يك سال در كمال ذلّت و فلاكت به مزدورى زارعين گندم و دريوزگى خانهء ايشان گذران نماييد و به فقر و مسكنت زندگانى كنيد ، زيرا كه دنيا دار عمل است . غير از كشتهء خود درو نخواهيد نمود چنانچه گفتهاند :
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
اگر شما هم مانند زراعين ديگر از روى علم ، عمل نموده بوديد ، تخم شرافت را به دانهء جهالت معاوضه ننموده بوديد و ثروت خود را به هواى شهوت بر باد نداده بوديد امروز به فقر و مسكنت و قرض و نكبت دچار نمىشديد .
حال كه متوسل به ذيل عنايت من شدهايد شما را راهى آموزم و چارهاى گويم .
از گذشتهء خود عبرت گيريد و در فكر آيندهء خود باشيد ، باز هم من از روى شفقت به شما محبت خواهم نمود و به مقدار كفايت شما و در خور استطاعت شما زمين و آب و گاو و خانه و مسكن مىدهم و مقدارى هم تخم مىدهم . چون وقت سنبله گذشت و سنبل سعادت از دست رفت ، موسم ميزان رسيده و ميزان علم و عمل باقى است .
فورا از بستر جهل برخيزيد ! تنبلى و تنپرورى را كنار گذاريد گاوهاى همت را از طويلهء غفلت بيرون آريد و اسباب علم و هنر را بر آنها سوار نماييد و اراضى طبيعت را با جهد كافى و سعى وافى شيار نماييد و تخم اتحاد و اتفاق بر آن اراضى بيفشانيد و از سرچشمهء حكمت به آب معرفت آبيارى نماييد .