تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
در باطن پيشانى هريك نوشته بود [ ند ] و هوش فطرى و ذكاوت جبلّى ، در نهاد هركس نهاده بودند ، افراد هر ملّتى از براى حفظ حقوق مشروعهء خود ، دامن مروّت بر كمر و آستين فتوّت بر زبر زدند . پاسبان مملكت و نگاه‌دارندگان شريعت را ، به مهار قانون ، جلوگيرى كردند و آنها را « آمر ما يشاء و فعّال ما يريد » « 1 » ندانستند . آنها هم تكليف خود را فهميدند و به وظايف خود قيام نمودند . رفته‌رفته هريك از چرخهاى امور ، به روى محور طبيعى خود ، در حركت آمد و اين اثرات ظاهر گرديد ، زيرا كه انسان ، گوهرى است ناياب و لؤلؤيى خوشاب كه يزدان مهربان ، از روى مهربانى و رأفت و فضل و مرحمت ، داراى هرگونه استعدادش آفريده و به فرّخى و مباركىاش برگزيده ، لكن در دل سنگش مقام داده و در صخرهء صمّايش ، جايگاه مقرّر فرموده است ؛ پس بايد به كوشش و زحمت و سعى و مشقّت ، اين گوهر آبدار استعداد و قابليّت خود را آشكار نمايد و الّا سعى و عمل نباشد ، اين گوهر در دل سنگ جهل بماند و از اثر آن هيچ حقيقتى ظاهر نگردد . هرگاه پرورش‌دهندگان همه به خيالات واهى ، منافع شخصى منظور دارند ، اين گوهر با آن همه عزيزى و گرانبهايى ، چندان فرسوده شود كه به چيزى نيرزد . امروز با اين حالت حاليهء اقوام بنى آدم و اختلاف ميانهء قبايل و اهل عالم ، به ما همهء اين مراتب را يك‌يك ، بدون شبهه مىنماياند كه ما در سلك ملل موتى هستيم و اين گوهر عزيز را وقرى نگذارديم و هرگاه در ميزان خرد ، اين گوهر گرانبها را بسنجيم و با مقياس عقل ، مشاهده نماييم ، به مضمون : « كلّ مولود يولد على الفطرة » « 2 » خواهيم دانست كه گوهرهء فطرت ما ، با اروپاييان يكى است و در استعداد جبلّى فرقى نيست ، بلكه به واسطهء تابش آفتاب ايمان ، گوهرهء مسلمانان نيكوتر و درّ خوشاب آنان ، بهتر است . مع ذلك ، برحسب استعداد و تربيت ، آن يك الماس بىهمال و اين خرمهره و سفال به نظر مىآيد ، همانا از
هامش
( 1 ) . فرمانرواى مطلق و كارگزار خودكامه . ( 2 ) . « هر نوزادى با استعداد و سرشت كمال‌جويىزاده مىشود » پيامبر اكرم . ر . ك : بحار الانوار ، ج 3 ، ص 281 .