تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
غايله و دفع اين حادثه نپرداخت و طرّاران خارجى را در صحن خانهء خويش نشناخت . عدد نفوس اجانب در داخله‌اش به كثرت رسيد و رشتهء زمام اختيار ملك به سختى كشيد ، تا آنكه به اندك زمانى در خانه‌اش لانه ساختند و با هر معشوق چينى نرد عشق درباختند و هر شبى خوابى ديدند و بهانه‌اى تراشيدند و به تيشهء بيداد ، گلستان شرف آنان را از بيخ و بن تراشيدند . گاهى به ورود امتعه از خارجه ، دل دلربايان عالم را ربودند و ابواب خيانت در بوستان ناموسشان گشودند . چيزى نگذشت ، سفارتخانه‌هاى قشنگ و بيرقهاى رنگارنگ برپا نمودند . فرزند آسمان كه خود را ملك الملوك جهان مىپنداشت وقتى از خواب غفلت بيدار و از مستى جهالت هشيار گرديد كه " آب از سر و يار از نظر گذشته بود " . سارقان ناموس و شرف از هر طرف به تير خيانت و خسارت ، شوكت و عزّت آنان را هدف نمودند و مانند :
الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
« 1 » به وسوسه و فريب و نيرنگهاى عجيب و غريب مشغول شدند . رفته‌رفته به بهانه‌جويى و درشت‌گويى نايرهء مخاصمت افروختند و خرمن دوستى و محبّت را سوختند . در ظاهر ، روش مظلومان پيش گرفتند و در باطن ، سلوك ظالمان را معمول داشتند . گاهى به دعاوى مستقلّات غير منقولهء خود ادعاى ملكى نمودند و گاهى به مطالبهء حقوق و طلب به تصرّف اموال مردم برآمدند . و در كشاكش مخاصمه به صورت مدافعه پرداختند و به بهانهء ناامنى داخله ، مستخدم و حافظ از خارجه خواستند و به اعتذار خوف و خشيّت ، انجمن‌ها بياراستند . عدهء بسيارى از بزرگان نظام [ را ] به اسم محافظت ، از براى انجام كار خود به آن مملكت آوردند . پول دادند ، عدّه‌اى از اشرار را با خود طرف نمودند . به اسم مدافعه به مقاتله پرداختند . كشيش‌ها را به اسم شفاعت و مسالمت در جلو انداختند و دو نفرى از خود را به معرض تلف درآوردند ، تا كشيشى از ايشان مقتول و
هامش
( 1 ) . « شيطانى كه وسوسه و انديشهء بد افكند در دل مردمان » ناس 114 / 5 .