آن هم نه از اغراقات شاعرانه و كلمات جاهلانه ، بلكه از روى معرفت و دانش و اطّلاع و بينش . نه آنكه نفهميده و نسنجيده گاهى بولهب را سلمان بخوانيد و يا هامان را هارون بدانيد . » فورا آن شخص عالم و آن يك نفر روضهخوان تصديق كردند و گفتند :
« فرمودهء شما صحيح است . در وقت خوردن غذا كلمات واهى نبايد گفت و در اوقات ديگر هم سنجيده بايد سخن كرد . »
حضرات چون اين دو نفر را با من هم قول ديدند ساكت ماندند تا آنكه نهار خورده شد و سفره را هم برچيدند . بعد از نهار آن دو نفر روضهخوان كه يكى حامى دولت و ديگرى طرفدار ملّت بود مشغول صحبت شدند .
روضهخوان حامى دولت پيوسته از جود و احسان و سخاوت دولتيان بيان مىكرد كه آنچه آثار خير است از اين جماعت است . از قبيل تعمير مساجد و مدارس و اماكن مقدسه و بقاع شريفه و حفر قنوات و اعطاى صدقات و اقامهء تعزيهء ائمهء طاهرين و اطعام به مساكين و غيره و غيره . اگر اينان نباشند رشتهء امور مهمل و مصالح جمهور مختل خواهد ماند .
روضهخوان حامى و طرفدار ملّت مىگفت : « اى بيچاره ! حديث « لا تزون و لا تتصدّق » « 1 » را نخوانده و
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 2 » را در قرآن قرائت ننمودهاى ؟ اين از عدل الهى دور و از مروّت و انصاف بيرون است كه اين ظالمان به ظلم و عدوان اموال بيچارگان را بگيرند و به لهو و لعب مصرف كنند و از براى اسكات خاطر بعضى مقدارى از آنها را به شما اهل منبر بدهند تا در محافل و مجالس آنان را از اسخيا و اتقيا بشماريد . »
و چندى از اين كلمات بر او ايراد نمود . بعد آنكس كه از خدمهء آستانه بود گفت :
« اشخاصى كه متصدى امور و مباشر رتقوفتق امور جمهور هستند از براى مردم
هامش
( 1 ) . لا تزنى و لا تتصدّقى : « نه زنا كن و نه صدقه بده » ر . ك : بحار الانوار ، ج 34 ، ص 431 . نزديك به اين مضمون است : « نان همسايگان دزديدن و به همسايگان دادن در شرع نيست . » امثال و حكم ، ج 3 ، ص 1341 .
( 2 ) . « خداوند تنها از پرهيزكاران مىپذيرد » مائده 5 / 27 .