اين وجوهات كه به مصرف شما رسيده ، تمام ملّت در آن ذىحقّند و از علم شما تمام بايد بهرهمند گردند . و الّا اگر نتيجه علم شما بايد راجع به خود شما بوده باشد ، شما بايد از كيسهء فتوت خودتان خرج كنيد و خود را تربيت نماييد . [ امّا ] چون از مال مسلمانان است بايد نفعش هم عايد عامهء مسلمانان گردد . »
چون سخن بدين مقام رسيد زياده از چهار ساعت و نيم از شب گذشته بود . آن شخص محترم نيشابورى از خوف آنكه مبادا ميان من و شريعتمدار عاقبت به كدورت انجامد ، برخاست ، گفت : « من شغلى دارم بايد بروم » . و جناب شريعتمدار هم به خيال آنكه از كنايات و اعتراضات من نجات يابد برخاست ، گفت : « من هم بايد بروم . »
هر دو برخاسته و رفتند . من هم بعد از رفتن آنها يك زيارت جامعهء كبير [ ه ] با دل شكسته و قلب سوخته خواندم .
ساعت پنج از شب گذشته از حرم بيرون آمده ، به منزل خود آمدم ، غذايى خوردم و خوابيدم . چون خوابم نمىبرد در ميان رختخواب مشغول نوشتن گزارشات شدم تا اين موقع كه رسيدم خوابم برد ، خوابيدم ، دو ساعت به صبح مانده از خواب برخاستم .
چند ركعت نمازى خوانده قريب به صبح به تقبيل آستان ملايك پاسبان مشرّف شدم و در مقام همه روزه ، در پشت ضريح مقدس - كه مواجه قبله است - نشستم .
شريعتمدار و شخص محترم نيشابورى هم آمدند . هريك به كار خود مشغول شديم .
نزديك طلوع آفتاب طايفهء اكراد به اندازهاى در حرم ريختند و دو مرتبه ما را در فشار انداختند كه نفس در سينههاى ما تنگ شده بود .
شريعتمدار از روى اعتراض و طعنه به من گفت : « جناب آقا ! خوب است امروز شما قدرى به اين كردها امر به معروف نماييد و آنها را نصيحت كنيد تا بدانيد كه موعظه و نصيحت در اينها اثر نخواهد كرد و پند و اندرز در آنها ثمرى نخواهد بخشيد . »
گفتم : « جناب شيخ ! شما بهتر مىدانيد يا خدا ؟ ! پروردگار مىفرمايد :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » البته تذكر مردمان باثمر خواهد بود . و نصيحت نتيجه خواهد
هامش
( 1 ) . « و پند بده كه اندرز مؤمنان را سود دهد » ذاريات 51 / 55 .