از روى انصاف بفرماييد ؛ امام - عليه السلام - از اين صفات راضى است يا نه ؟ ! »
شيخ چون حالم را ديگرگون و ديدگانم را پرخون ديد ، با سختى مكالمت كه خوف مشاجرت و منازعت مىرفت زبان ملايمت گشود و گفت : « مقدارى از كلمات شما را تصديق مىكنم ، ولى شما مىدانيد نصيحت به اين مردم عوام " آهن سرد كوفتن و خانه در ره سيل ساختن " است . تربيت اين جاهلان به عهدهء امام زمان - عليه السلام - است . چون گوش شنوايى ندارند ماها هم لب فرو بستهايم و سخنى نمىگوييم . »
گفتم : « جناب آقاى شريعتمدار ! اگر فردا شما را در محكمهء پروردگار و خدمت رسول مختار حاضر سازند و از شما علما سؤال نمايند كه اين همه وجوهات بريّه كه به مصرف شما علما رسيده و اين مقدار از سهم امام و رسول و مظالم عباد كه در دست شما مىرسد ، آيا شد كه يك نفر از شما از براى رضاى خدا بدون اسم شريعتمدارى و يا حجة الاسلام فقط به اسم دعوت در ميان ايلات و عشاير برويد و آنان را به سوى احكام الهى و قوانين شريعت نبوى - صلّى الله عليه و آله و سلّم - عودت دهيد و مقدارى از قواعد و رسومات مذهب به آنها بياگاهانيد و آن بيچارهها را به شاهراه طريقت هدايت نماييد ؟
آيا شد از اين وجوهات كه به مصرف بيرونى و اندرونى و اثاث البيت و اسب و استر و ضياع و عقار و خدم و حشم و غيره رسانيدهايد ، مقدارى از آنها را به چند نفر طلبهء فقير داده و هريك از آنها را به سوى دهكدهاى روانه نموده تا به موعظت و نصيحت ، مردم را هدايت نمايند و آنها را از آتش جهالت برهانند ؟
مگر نه آنكه رسول خداى فرموده « خير النّاس انفعهم للنّاس . » « 1 »
اين روزى دو مرتبه زيارت شما و يا نماز پنج وقت شما و يا بر فرض نافله شب شماها چه فايده از براى مردم دارد و به مضمون « علم بلا عمل كشجر بلا ثمر . » « 2 » ثمرهء علم شما نبايد آن باشد كه خود به نماز و روزه و يا ساير عبادات قيام نماييد بلكه ثمرهء علم شما آن است كه گمشدگان طريق شرع را هدايت فرماييد .
هامش
( 1 ) . يعنى : « بهترين مردم كسى است كه براى مردم سودمندتر باشد . » نهج الفصاحة ، ص 315 .
( 2 ) . يعنى : « علم بىعمل مانند درختى است بدون ثمر . » غرر الحكم ، ج 2 ، ص 498 .