ملّت ، ضعيف خواهد شد و به ضعف ملّت ، شوكت و قدرت سلطنت از ميان خواهد رفت . مردم به ضلالت و جهالت خواهند اوفتاد . حال مملكت به از اين و احوال ملّت بهتر از اين نخواهد بود .
به تقويت همين مردم ، سلطان مسجد و معبد مسلمانان را خراب و ويران نمود . به معاونت همين ملّت ، سادات و علما را شهيد و تبعيد كردند . به همراهى همين قوم ، مسلمانان را كشتند و ناموس آنان را ضايع ساختند و اموالشان را غارت كردند . بعد از اينكه دولت در خرابى شريعت بكوشد ، ملّت را با علما حال بهتر از اين نخواهد بود . »
كلمات آن شخص محترم را تصديق كردم و وجود مباركش را تحسين نمودم . ولى از حالت مظلومى آن سيد بزرگوار قرارم از دست رفت و از جاى برخاستم ؛ از حضرت حجة الاسلام اجازهء مرخصى حاصل كرده به منزل مراجعت نمودم .
بعد از صرف غذا و خواب برخاسته در مسجد گوهرشاد فريضهء ظهر و عصر به جاى آمد . يك ساعت به غروب مانده ، به عتبهء مقدس مشرّف شده ، سه ساعت از شب گذشته به منزل مراجعت نمودم .
[ مذاكرات سياسى در مسجد و اعتراض يكى از طلاب ]
روز دويّم ماه ، صبح بعد از عتبهبوسى آستان مبارك به مسجد گوهرشاد آمده ، در يكى از شبستانهاى مسجد ، مشغول تلاوت قرآن بودم . يك نفر از دوستان رسيد ، نزدم نشست ، از حالم پرسش كرد . شكر الهى به جاى آوردم . به صحبت مشغول شد . سه نفر ديگر از آشنايان رسيدند ، انجمنى تشكيل يافت .
صحبت از طهران و گرفتارى آنان ، در ميان آمد كه در اين روزها بسيارى از مسلمانان در شكنجه و عذاب دولتيان دوچار هستند و جمعى را دستگير كرده به انبار برده و بعضى را به باغشاه برده ، معلوم نيست كه ظالمان با آن بيچارگان چه كنند .
و يك نفر ديگر ، خبرى از واقعات وحشتاثر تبريز بيان نمود كه چه مقدار از مسلمانان را كشتهاند و چه بسيار از قراء و دهات را غارت نمودهاند .