خلقت تا ظهور اسلام را شامل است و پس از آن تاريخ اسلام را تا عهد سلطان حسن بايقرا ذكر مىكند . روضة الصفا شامل هفت قسم است كه مؤلف قسمتى از تاريخهاى عربى ترجمه و اقتباس و قسمتى را از تاريخهاى فارسى نقل كرده . قسمت آخرش را دخترزادهاش « خواندمير » پس از مرگ مؤلف تكميل كرده . در دوره قاجاريه رضا قلى خان هدايت سه مجلد مربوط به تاريخ صفويه ، افشاريه و زنديه و قاجاريه به آن الحاق و آن را « روضة الصفاى ناصرى و تتمه روضة الصفا » ناميد .
« مصاحب ، ج يك »
( 115 )
- حبيب السير -
تاريخ عمومى فارسى مشتمل بر تاريخ انبياء سلف و ظهور اسلام و خلفا و سلاطين آن تا ظهور صفويه ، تاليف غياث الدين خواندمير ، تا حدى به سبك و شيوه روضة الصفا .
مؤلف ، كتاب خويش را به نام خواجه حبيب الله وزير هرات نوشته و نام حبيب السير از آنجاست .
گذشته از جامعيت و تنوع مطالب تاريخى اشتمال بر قصص انبياء و همچنين احتواء بر تراجم احوال عدهء نسبتا زيادى از رجال عهد اسلامى كتاب حبيب السير را قابل توجه خاص كرده است . تذكره رجال آن نيز جداگانه به نام « رجال حبيب السير » به طبع رسيده .
« مصاحب ، ج يك »
( 116 )
- برسباى -
مشهور به الملك الاشراف ابو النصر ( متوفى 841 ق . ) سلطان ( 825 - 841 ق . ) مصر از سلسله مماليك برجى ، مردى آزمند و بدخلق و بىرحم بود . چون به سلطنت نشست مسيحيان و يهوديان را از مشاغل دولتى محروم كرد . در دوره وى خريد و فروش مشاغل دولتى و مصادره اموال و انحصار كارهاى بازرگانى در دست دولت رواج يافت . سرانجام به مرض طاعون درگذشت .
« قاموس الاعلام ، ج 2 »
( 117 )
- برقوق -
ملقب به « الملك الظاهر سيف الدين » ( متوفى 801 ق . ) اولين سلطان مصر از سلسله مماليك برجى ( 784 - 801 ق . ) در كريمه به غلامى خريده شد و بعدا كارش بالا گرفت و به سلطنت رسيد . وى معاصر امير تيمور بود و تيمور با او از در دوستى درآمد .
« قاموس الاعلام ، ج 2 » »
( 118 )
- شقشقه هدرت -
جملهايست كه در آخر خطبه شقشقيه حضرت على ( ع ) در عبارت « يا ابن عباس تلك شقشقه هدرت ثم قرت » آمده .
( 119 )
- اينال ناصرى -
« ابو النصر اينال ناصرى » هفتمين سلطان مماليك چراكسه ، در 857 ق . به تخت سلطنت نشست . حكومت او بر مصر بعد از ملك منصور عثمانى است . باوجود دارا بودن حسن رفتار بيسواد بوده و خواندن و نوشتن بلد نبود . در 865 ق . از تخت سلطنت كنارهگيرى و در 868 ق .
وفات يافت .
« قاموس الاعلام ، ج 2 »
( 120 )
- قانصوه -
« الملك الاشرف سيف الدين غورى » مشهور به قانصوه يا « قانصوه غورى » ( متوفى 922 ق . ) سلطان مصر از سلسله مماليك برجى ( 906 - 922 ق . ) ، با وضع مالياتهاى گزاف و حقوق گمركى باعث شد پرتقالىها براى احتراز از پرداخت اين حقوق گمركى و ترانزيتى جابرانه ، كوششى براى پيدا كردن راه دريايى به هند بكنند كه بالاخره « واسگودوگاما » در اين امر توفيق يافت . اين امر لطمهء زيادى به عوايد مصر زد . قانصوه آخرين سلطان چراكسه مصر است .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »
( 121 )
- مطرود بن كعب -
از شعراى جاهلى است كه عبد المطلب و اولاد او را مدح كرده است .