( 129 )
- خالد بن وليد -
[ خالد ابن الوليد ابن المغيره المخزومى ] معروف به سيف الدوله از مشاهير صحابه و از بزرگان قريش . در سال هفتم هجرت اسلام آورد و در جنگ احد جنگيد . در واقعه موته شركت داشت و سپاه شكستخورده مسلمانان را به مدينه رهبرى كرد و حضرت پيغمبر ( ص ) او را سيف الله لقب داد . در تسخير مكه شركت داشت و به امر حضرت پيغمبر بت معروف عزى را بشكست . در سال 21 ق . مدينه وفات يافت .
« مصاحب ، ج يك »
( 130 )
- حيفا -
دريا بندرى در شمالغرب اسرائيل بر دامنه كوه « كرمل » در انتهاى جنوبى خليج عكا در شرق مديترانه . منتهى اليه يكى از دو لولهاى است كه نفت عراق را به مديترانه مىآورد . بعد از استيلاى مسلمين بر فلسطين ، حيفا تحت الشعاع عكا واقع شد . در 1100 ق . صليبيون آن را گرفتند و تا حدى اهميت يافت . در 1177 صلاح الدين ايوبى آن را متصرف شد . اكنون شهر جديد حيفا در شرق شهر قديم قرار دارد .
« مصاحب ، ج يك »
( 131 )
- كولوسس -
يكى از عجايب هفتگانه دنيا كه در جزيره رودس واقع است . كولوسس مجسمه عظيم مفرغى هليوس ( خداى خورشيد ) در بندر رودس است . بين سالهاى ( 292 - 280 ق م . ) به دست خارس مجسمهساز يونانى ساخته شد و در 224 ق م . بر اثر زلزله واژگون گرديد .
( 132 )
- انجمنه -
ح : « قريهايست در نزديكى كوه اورامان از توابع كردستان . »
( 133 )
- ايلديرم بايزيد بسطامى -
بايزيد اول ملقب به يلديريم ( صاعقه ) و معروف به ايلديريم بايزيد ( 755 - 805 ق ) پسر سلطان مراد ثانى ، سپاهى مشهور و چالاكى بود . بعد از پدر به سلطنت نشست .
بلغارستان و قسمت اعظم آسياى صغير ، مقدونيه و صربستان را گرفت و نيروهاى متحد مجار و لهستانى و فرانسوى را در « نيكوپول » مقهور كرد . در جنگى كه بين او و تيمور در نزديكى آنكارا درگرفت ( 804 ق . ) بايزيد اسير شد . گويند تيمور او را در قفسى آهنين محبوس كرد و آخر الامر در آقشهر در اسارت درگذشت .
« مصاحب ، ج يك »
( 134 )
- سلطان محمود خان ثانى -
( 1199 - 1255 ق ) غازى سلطان بن عبد المجيد خان اول بن احمد خان ثالث ، سىمين سلطان عثمانى ، داراى افكار ترقيخواهانه ، در طول سلطنت دوبار با روسيه جنگ كرد . مهمترين عمل اين سلطان در طول سلطنت خود مربوط است به سال 1241 ق . كه متلاشى كردن و قلع و قمع طايفه « ينكچرى » است . ان واقعه به نام « واقعه خيريه » مشهور است .
« قاموس الاعلام ، ج 6 »
( 135 )
- لاهوتيان -
منسوب به لاهوت ، لاهوت ( مشتق از الله ) اصل آن « لاه » و « واو » و « تاء » به او ملحق شده است ، در مقابل ناسوت به معنى عالم خداى ، عالم امر ، عالم معنى . لاهوت در نزد صوفيه حياتى كه ساريه است در اشياء و ناسوت محل آن . لاهوت عالم ذات الهى است كه سالك را در آن مقام فناء فى الله حاصل شود . بعضى گويند لاهوت در اصل « لا هو الا هو » است و تاء زايد است .
« دهخدا »
( 136 )
- ناسوتيان -
منسوب به ناسوت ، مشتق از « ناس » ، ناسوت مقابل لاهوت ، اجسام كه دنيا و اين جهان باشد . عالم طبيعت و اجسام و جسمانيات و زمان را عالم ناسوت مىنامند و عالم ملك و