تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
جزو فرقه دموكرات معرفى گرديد . در 1332 ه ق از اصفهان به نمايندگى مجلس انتخاب و بعد از انشعاب فرقه دموكرات حزب سوسياليست را تشكيل داد و خود ليدر آن حزب شد . وى شاهزاده‌اى هوچى ، لجوج و بيسواد بود . در هشتاد سالگى در حال نيمه جنون و نيمه مسخ در تهران درگذشت . « تاريخ رجال ايران ، ج 2 » ( 6 )

- استاجلو -

يكى از هفت قبيلهء از ايلات ترك كه از اركان سپاه صفويه محسوب مىشدند و آن‌ها از اين قرارند . شاملو ، روملو ، استاجلو ، تكلو ، ذو القدر ، افشار و قاجار . « تاريخ ادبيات ايران ، ج 4 » ( 7 )

- تكلو -

تكلو يا تكه‌لو طايفه‌اى از قزلباش . اصل آن‌ها از ولايت تكه يا تكه‌ايلى واقع در جنوب آسياى صغير بود . يكى از بزرگان اين طايفه بنام حسن خليفه در حلقه مريدان شيخ حيدر درآمد و به امر او بين طايفه خود به ترويج مذهب شيعه پرداخت . پسرش به نام « شاهقلى باباى تكلو » به سال 917 ه ق با پانزده هزار كس از صوفيان آسياى صغير عازم ايران شد و در راه بعضى از ولايات عثمانى را غارت و در شهريار تهران به خدمت شاه اسماعيل صفوى پيوست و در جمع قزلباش درآمد . « دايرة المعارف مصاحب ، ج 1 » ( 8 )

- ذو القدر -

در تاريخ صفويه يكى از طوايف قزلباش . اين طايفه قسمتى از قبايل تركمن بودند كه در آناطولى شرقى سكونت داشتند و از ميان آن‌ها دولت ذو القدر پديد آمد . بعد از قتل علاء الدوله ذو القدر تمام آن‌ها به قزلباش پيوستند . اين طوايف مقارن ظهور صفويه غالبا ساكن ديار بكر بودند و از چندى پيش از آن به شيخ جنيد و پس از قتل او به شيخ حيدر پيوسته بودند . اين طايفه شاه اسماعيل صفوى را يارى دادند . « دايرة المعارف مصاحب ، ج 1 » ( 9 )

- قاقزان -

بلوك قاقزان دهستان بخش ضياءآباد شهرستان قزوين است . عمده محصولش غلات و انگور ، سكنه عمده آن چند طايفه از اكراد كه بعضى از آن‌ها هنوز ييلاق و قشلاق مىكنند . مركزش كوهين در 20 كيلومترى شمالغربى ضياءآباد است . « فرهنگ جغرافيائى » ( 10 )

- عمارلو -

دهستان بخش عمارلوى شهر رودبار استان گيلان مركزش جيرنده . از جنوب به رود شاهرود محدود است . مشتمل است بر سه بلوك فاراب ، خورگام و پيركوه . « معين » ( 11 )

- قزل‌اوزن -

رودخانهء قزل‌اوزن يا سفيدرود در مآخذ اسلامى نهر الابيض از رودهاى مهم ايران كه در ناحيه كردستان در دهستان « ساران » از بخش ديواندرهء شهرستان سنندج سرچشمه گرفته و در تاريحهء لاهيجان به درياى خزر مىريزد . « دايرة المعارف مصاحب ، ج 2 ، بخش اول » ( 12 )

- كهدم -

ناحيه‌اى در گيلان ، در غرب سفيدرود كه از شمال به رشت و از جنوب به منجيل محدود است . در قرن هشتم قمرى حدود آن از جنوب به منجيل و از شمال به لشت نشاء يعنى نواحى رحمت‌آباد ، رودبار و قسمتى از اراضى حومه رشت را مشتمل مىشد . قريه كهدم در پنج فرسخى جنوب شرقى رشت قرار دارد . « مصاحب ، ج 2 ، بخش يك » ( 13 )

- بسطام -

شهرى است در فرماندارى كل سمنان در شش كيلومترى شمال شاهرود . تاريخ پيش از
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 362 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا