جزو فرقه دموكرات معرفى گرديد . در 1332 ه ق از اصفهان به نمايندگى مجلس انتخاب و بعد از انشعاب فرقه دموكرات حزب سوسياليست را تشكيل داد و خود ليدر آن حزب شد . وى شاهزادهاى هوچى ، لجوج و بيسواد بود . در هشتاد سالگى در حال نيمه جنون و نيمه مسخ در تهران درگذشت .
« تاريخ رجال ايران ، ج 2 »
( 6 )
- استاجلو -
يكى از هفت قبيلهء از ايلات ترك كه از اركان سپاه صفويه محسوب مىشدند و آنها از اين قرارند . شاملو ، روملو ، استاجلو ، تكلو ، ذو القدر ، افشار و قاجار .
« تاريخ ادبيات ايران ، ج 4 »
( 7 )
- تكلو -
تكلو يا تكهلو طايفهاى از قزلباش . اصل آنها از ولايت تكه يا تكهايلى واقع در جنوب آسياى صغير بود . يكى از بزرگان اين طايفه بنام حسن خليفه در حلقه مريدان شيخ حيدر درآمد و به امر او بين طايفه خود به ترويج مذهب شيعه پرداخت . پسرش به نام « شاهقلى باباى تكلو » به سال 917 ه ق با پانزده هزار كس از صوفيان آسياى صغير عازم ايران شد و در راه بعضى از ولايات عثمانى را غارت و در شهريار تهران به خدمت شاه اسماعيل صفوى پيوست و در جمع قزلباش درآمد .
« دايرة المعارف مصاحب ، ج 1 »
( 8 )
- ذو القدر -
در تاريخ صفويه يكى از طوايف قزلباش . اين طايفه قسمتى از قبايل تركمن بودند كه در آناطولى شرقى سكونت داشتند و از ميان آنها دولت ذو القدر پديد آمد . بعد از قتل علاء الدوله ذو القدر تمام آنها به قزلباش پيوستند . اين طوايف مقارن ظهور صفويه غالبا ساكن ديار بكر بودند و از چندى پيش از آن به شيخ جنيد و پس از قتل او به شيخ حيدر پيوسته بودند . اين طايفه شاه اسماعيل صفوى را يارى دادند .
« دايرة المعارف مصاحب ، ج 1 »
( 9 )
- قاقزان -
بلوك قاقزان دهستان بخش ضياءآباد شهرستان قزوين است . عمده محصولش غلات و انگور ، سكنه عمده آن چند طايفه از اكراد كه بعضى از آنها هنوز ييلاق و قشلاق مىكنند . مركزش كوهين در 20 كيلومترى شمالغربى ضياءآباد است .
« فرهنگ جغرافيائى »
( 10 )
- عمارلو -
دهستان بخش عمارلوى شهر رودبار استان گيلان مركزش جيرنده . از جنوب به رود شاهرود محدود است . مشتمل است بر سه بلوك فاراب ، خورگام و پيركوه .
« معين »
( 11 )
- قزلاوزن -
رودخانهء قزلاوزن يا سفيدرود در مآخذ اسلامى نهر الابيض از رودهاى مهم ايران كه در ناحيه كردستان در دهستان « ساران » از بخش ديواندرهء شهرستان سنندج سرچشمه گرفته و در تاريحهء لاهيجان به درياى خزر مىريزد .
« دايرة المعارف مصاحب ، ج 2 ، بخش اول »
( 12 )
- كهدم -
ناحيهاى در گيلان ، در غرب سفيدرود كه از شمال به رشت و از جنوب به منجيل محدود است . در قرن هشتم قمرى حدود آن از جنوب به منجيل و از شمال به لشت نشاء يعنى نواحى رحمتآباد ، رودبار و قسمتى از اراضى حومه رشت را مشتمل مىشد . قريه كهدم در پنج فرسخى جنوب شرقى رشت قرار دارد .
« مصاحب ، ج 2 ، بخش يك »
( 13 )
- بسطام -
شهرى است در فرماندارى كل سمنان در شش كيلومترى شمال شاهرود . تاريخ پيش از